اصلی سرگرمی چرا 'درخت بخشنده' شما را به گریه می اندازد (این دلیل نمی شود که فکر می کنید)

چرا 'درخت بخشنده' شما را به گریه می اندازد (این دلیل نمی شود که فکر می کنید)

درخت بخشنده .ریچارد شرمن / ویکی پدیا



شماره تلفن را رایگان جستجو کنید

شب دیگر پسر 4 ساله من با کتاب تصویری کلاسیک Shel Silverstein به من نزدیک شد درخت بخشنده . نمی دانستم کپی داریم یا از کجا آمده است ، اما مطمئناً این کتاب را از کودکی به خاطر آوردم.

من شروع کردم به خواندن با صدای بلند ، و یک سوم راه کتاب در کمین من بود: خفه شدم و در آستانه گریه صحیح افتادم. عبارات خاصی مرا درون خود آزار داد. به سختی می توانستم از پس کتاب برآیم و نیاز به چندین بار توقف داشتم تا خودم را جمع کنم (البته وانمود می کنم که تصاویر را تحسین می کنم).

این یک احساس شدید و غیر قابل توصیف بود: نه کاملاً غمگین ، قطعاً نه شادی ، بلکه حتی نوستالژی هم نیست - چیزی عمیق تر.

جستجوی Google نشان می دهد بزرگسالانی که هنگام خواندن معمولاً گریه می کنند درخت بخشنده ، اگرچه آنها اغلب کاملاً مطمئن نیستند که چرا مانند کریسی تیگن سال گذشته توییت کرد:

یا این همکار:

درخت بخشنده باعث گریه من می شود از جانب کتابها

در چهره آن ، داستان در مورد عشق فداکارانه یک درخت به یک پسر است. آنها هر روز با خوشبختی کنار هم بازی می کنند ، اما پسر بزرگ می شود و دنبال بزرگسالی می رود: پول ، خانه ، خانواده ، مسافرت. بنابراین درخت سیب هایش را برای فروش ، شاخه هایش برای ساختن خانه و تنه اش را برای ساخت قایق به پسر می دهد. در پایان ، درخت یک کنده است ، اما پسر - اکنون پیرمرد خسته - به چیزی بیشتر از یک مکان آرام برای استراحت نیاز ندارد ، بنابراین او روی درخت می نشیند و او خوشحال است. پایان.

خوانندگان در مورد معنای این کتاب از زمان انتشار آن در سال 1964 بحث کرده اند ، با اختلاف نظر اصلی که توسط عنوان یک کتاب نقد و بررسی کتاب NY Times Sunday از سال 2014 انجام شده است: ree The Giving Tree ’: داستان لطیف عشق بی قید و شرط یا داستان ناراحت کننده خودخواهی؟ این کتاب که به طور متفاوتی به عنوان تصویری از عشق والدین ، ​​عشق الهی ، روابط سو ab استفاده ، یا حتی خشونت محیطی تعبیر می شود ، خوانندگان را به شدت تقسیم می کند.

جالب اینجاست: این کتاب بزرگسالان را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد ، صرف نظر از اینکه آنها به آن نگاه می کنند بزرگواری کردن عشق بی قید و شرط درخت یا نوحه خوانی عشق خودتخریبی درخت

اینجا چه خبر است؟

این: آنچه وام می دهد درخت بخشنده حساسیت قابل توجه آن عشق درخت نیست ، بلکه بوم داستان است - گذشت زمان. در عرض ده دقیقه ، ما شاهد سفر پسر از کودکی به پیری هستیم ، با تمام از دست دادن و اشتیاق همراه زندگی.

این کتاب با صحنه هایی از خوشحالی دوران کودکی آغاز به کار می کند. پسر هر روز با درخت بازی می کند: دویدن ، کوهنوردی ، تاب خوردن ، تظاهر کردن. آنها خوشحال هستند. آنها خوشحال هستند.نویسنده ارائه شده است



این یک تصویر سرسبز از تمامیت است: شالوم.

اما هر داستان خوب در اثر تضاد رشد می کند و در صفحه بعدی با این کتاب روبرو می شویم. اما زمان گذشت.نویسنده ارائه شده است

اما زمان گذشت . پسر تنها با اشاره به لبخند پسرانه ، نوستالژیک روزهای خوش کودکی خود را با درخت به یاد می آورد.

با ادامه سن ، پسر دیگر با درخت بازی نمی کند. سه بار درخت به پسر التماس می کند که بیاید و بازی کند و خوشحال باش - گوش دادن به روزهای از دست رفته کودکی آنها - اما پسر خیلی بزرگ است ، یا خیلی شلوغ ، یا خیلی پیر و غمگین است. پسر دیگر با درخت بازی نمی کند.نویسنده ارائه شده است

زمان ، لذت کودکی پسر را گرفته است و او هرگز نمی تواند به عقب برگردد.

این به سادگی از بین رفتن شادی کودکانه نیست ، بلکه یک احساس اولیه از دست دادن زمان است که به ناچار از بین می رود: از جوانی ، از بی گناهی ، از توهمات ، از امیدها ، از رویاها ، از عشق. از نظر مفهومی ، این بهشت ​​گمشده است: تبعید از عدن ، مکان دوردست شالوم که می توانیم تمامیت را پیدا کنیم و به معنای کامل خوشحال باشیم ، اگر فقط بتوانیم به عقب برگردیم.

با از دست دادن حسرت می آید. پسر علی رغم اینکه درخت را برای دارایی و خانواده رها می کند ، همیشه به درخت برمی گردد. زیرا در آن مکان خاطره تمامیت ، که برای همیشه در قاعده درخت حک شده ، ماندگار است. با از دست دادن حسرت می آید.نویسنده ارائه شده است

اما این درخت است که بیشتر آرزو می کند برای آنچه از دست رفته است ، و اینجاست - در تقاطع گذر زمان و عشق درخت - داستان قدرتمندترین است. هر بار که پسر مسن برمی گردد ، درخت برای تحقق خواسته های پسر ، هزینه زیادی می کند و می تواند عدن را برای او بازیابد: پس شما می توانید ... خوشحال باشید ، مثل وقتی که پسر خیلی وقت پیش در میان شاخه هایش بازی می کرد.

اما آنها نمی توانند برگردند. پسر هر بار با نارضایتی و تمایل بیشتر به درخت برمی گردد ، تا اینکه برای بازی بیش از حد پیر و غمگین می شود. این کتاب با سایه ای از عدن به پایان می رسد: پسر و درخت دوباره با هم هستند ، اما زمان آنها را خراب می کند. این کتاب با سایه ای از عدن پایان می یابد.نویسنده ارائه شده است.

بوتیک جیر خاکستری jonesboro ar

همانطور که سیلوراستاین نوشت ، پایان بسیار ناراحت کننده ای است.زنده ماندن یعنی پیر شدن و در نتیجه از دست دادن و طولانی شدن.

در عشقی از مدتها پیش ، یک دوستی دبیرستانی ، تصاویری از تعطیلات بیشتر فراموش شده ، ترانه ای که در دبیرستان گرامی داشته می شود ، اولین بوسه ، تصاویر کودک فرزند شما یا یک خاطره کودکی از بازی در یک بعد از ظهر تابستان: حافظه ، از دست دادن سوگوار ، و آرزو می کنم ترمیم حتی کامل تر. زمان این شادی ها را از ما می گیرد و آرزوی عمیقی بر جای می گذارد.

این اشتیاق نوستالژیک است دلتنگی ، مفهوم غنی آلمانی C.S. Lewis به عنوان اشتیاق تسلی ناپذیر برای اینکه نمی دانیم چه چیزی توصیف شده است. این نوستالژی مادام العمر ماست ، اشتیاق ما برای پیوستن به چیزی در جهان است که اکنون احساس می کنیم از آن جدا شده ایم.

از نظر لوئیس ، گرچه این آرزو غالباً از خاطرات دوران کودکی یا چیزهای زیبایی سرچشمه می گیرد ، اما اینها ایستاده های محض هستند: در نهایت ما چیزی را می خواهیم که هرگز در تجربه ما ظاهر نشده باشد. این لوئیس به عنوان کشور دوردست ما شناخته شده است ، خانه ای که ما هرگز در آن نبوده ایم.

وقتی می بینیم پسر پیر در حال از دست دادن خوشبختی کودکانه اش است و اشتیاق درخت برای به دست آوردن دوباره آن ، با فقدان ذاتی زندگی روبرو می شویم و آرزو می کنیم برای مکانی که تمامیت در انتظار آن است. ما هم پسر هستیم و هم درخت.

در برابر این زمینه عشق درخت سنگین می شود. درخت در این خلأ کیهانی می ریزد: ایثارگرانه ، تراژیک ، شاید بیهوده ، اما زیبا. این عشقی است برای گذراندن زمان و از بین بردن عمیق ترین تاریکی در سراسر زمان و مکان - عشقی حماسی که می خواهد ما را به کشورمان برگرداند ، جایی که روزهای بی پایان دویدن و بازی در انتظار آن است.

***

در ابتدا نوشتم که نمی دانم کپی ما از کجاست درخت بخشنده از آنجا آمده است ، اما من در واقع با شکستن کتاب یاد گرفتم: درخت بخشندهنویسنده ارائه شده است

این کتاب هدیه ای از دوران کودکی برای من از همسایگان ما بود که مدتها قبل آنها را با مهر و علاقه خاله و دایی صدا می کردیم. (ظاهراً مادرم در بعضی مواقع کتاب را در خانه من قرار داده است.) این کتیبه خاطرات دور از خواندن کتاب را در اتاق خواب کودکی من برانگیخت.

و اکنون اصل آن است: برای آن دسته از ما که دوست داشتن خواندن را به یاد می آوریم درخت بخشنده در دوران کودکی ، این حافظه خود اشتیاق ما را برمی انگیزد. ما این کتاب را برای فرزندان خود خواندیم ، همانطور که قبل از اینکه بدانیم سن از دست دادن چه چیزی برای ما خوانده شده بود ، زمانی که داستان چیزی بیش از عشق مهربان یک درخت نبود.

در کنسرت ، خواندن و خود روایت ، از زمانی که برای اولین بار در مورد درختی که پسر کوچکی را دوست داشت ، خواندیم ، فقدان و اشتیاق غیرقابل گفتن را تحریک می کند. و گریه می کنیم.

اما ما نمی توانیم برگردیم. ما برای بازی کردن خیلی پیر شده ایم و درختی که به یاد می آوریم از بین رفته است. روزهای تمامیت ما نه در گذشته بلکه در آینده است: در کشور دور ما.

آنتونی فورد از بنیانگذاران Move On Pluto و خالق مشترک برنامه تعاملی کتاب کودکان است Max & Meredith: جستجوی Percival . او قبلاً در شهر نیویورک به کار اوراق بهادار و دادخواهی تجاری پرداخت. او را در توییتر پیدا کنید:Model_TFord. این مقاله قبلا ظاهر شد در The Coffeelicious on Medium.

مقالات جالب