اصلی سیاست چرا آمریکا در هر جنگی که شروع می شود ، نمی بازد

چرا آمریکا در هر جنگی که شروع می شود ، نمی بازد

یکی از اعضای ارتش ایالات متحده پرچم های آمریکایی را در 25 مه 2017 در آرلینگتون ، واشنگتن ، در مقبره ملی آرلینگتون بر روی یک قبر قرار می دهد تا برای روز یادبود آماده شود.BRENDAN SMIALOWSKI / خبرگزاری فرانسه / گتی ایماژ



بهترین فیلم ها برای تماشای خدمات پخش جریانی

اکثر آمریکایی ها به درستی معتقدند که ارتش ایالات متحده بهترین و نیرومندترین در جهان است. اگر این صحیح است ، چرا از زمان پایان جنگ جهانی دوم ، ایالات متحده هر جنگی را که شروع کرده شکست خورده و هر بار که بدون دلیل صرفاً زور به کار می برد ، شکست می خورد؟ در واقع ، اگر ارتش ایالات متحده یک تیم ورزشی بود ، در بخش های پایین قرار می گرفت.

تاریخچه این قضیه را ایجاد می کند. خوشبختانه ایالات متحده در جنگ سرد و تهدید به نابودی هسته ای پیروز شد. جورج اچ دبلیو بوش در اولین جنگ خلیج فارس در سال 1991 و مدیریت سقوط اتحاد جماهیر شوروی استاد بود. اما پیشینیان و جانشینان وی در موفقیت موفق نبودند.

جان اف کندی در 1961 ریاست حمله محکوم به خلیج خوک ها را بر عهده داشت و جنگ ویتنام را به راه انداخت. در حالی که بسیاری معتقدند بحران موشکی کوبا یک پیروزی بزرگ بود ، در حقیقت ، دولت کندی با تجمع گسترده دفاعی در سال 1961 باعث شد که رهبر اتحاد جماهیر شوروی نیکیتا خروشچف مجبور شود از کاهش نظامی خود صرف نظر کند و موشکهای هسته ای کوتاه برد را در کوبا قرار دهد تا آمریکا را دور بزند. برتری هسته ای

لیندون جانسون کندی را در باتلاق ویتنام دنبال کرد که منجر به بیش از 58000 کشته آمریکایی و احتمالاً میلیون ها ویتنامی شد ، بر اساس این دیدگاه مغالطه آمیز که کمونیسم یکپارچه است و باید در آنجا متوقف شود ، بنابراین در اینجا گسترش پیدا نکرد. سنگین با ویتنام و طرحی کاملاً پنهانی که وجود نداشت ، برای پایان دادن به این جنگ نزدیک به پنج سال طول کشید. در حالی که ارتباط وی با چین همانند تصمیم با روسیه بسیار درخشان بود ، واترگیت ریاست جمهوری وی را نابود کرد.

جیمی کارتر ضعیف بود. حمله ناموفق کویر یک در سال 1980 برای آزادی 54 آمریکایی که در تهران به گروگان گرفته شده بودند ، به بیماری ویتنام دامن زد. در حالی که سخت دیده می شد رونالد ریگان ، او در مسابقه تسلیحاتی اتحاد جماهیر شوروی را ورشکست نکرد زیرا این غیر منطقی بودن سیستم و شکنندگی آن بود که باعث شکستگی آن شد. اما او در سال 1983 تفنگداران را به بیروت فرستاد و 241 نفر در بمباران پادگان جان خود را از دست دادند. در همان زمان ، ریگان برای جلوگیری از ساخت پایگاه هوایی شوروی و نجات دانشجویان آمریکایی در دانشکده پزشکی سنت جورجس ، تا حدی به گرانادا حمله کرد. با این حال ، این فرودگاه توسط یک شرکت انگلیسی در حال احداث بود و بخشی از یک طرح قدیمی برای افزایش گردشگری بود. و فرمانده آمریکایی در این زمینه به کاخ سفید گفته بود که دانشجویان هیچ خطری ندارند.

در حالی که George H.W. بوش مسلماً یکی از با صلاحیت ترین روسای جمهور برای تصدی پست بود ، وی هرگز دوره دوم را به دست نیاورد. بیل کلینتون 78 روز طول کشید تا رهبر صربستان اسلوبودان میلوسویچ را مجبور به پایان دادن به قتل کوزووها کند. در صورت تهدید استفاده از نیروی زمینی ، این درگیری می توانست ساعت ها به پایان برسد.

پس از 11 سپتامبر ، جورج دبلیو بوش معتقد بود که اگر دموکراسی بر خاورمیانه تحمیل شود ، جهان بسیار امن تر خواهد شد. در افغانستان ، این امر به جای شکار و خنثی سازی اسامه بن لادن و القاعده به ملت سازی تبدیل شد. شانزده سال بعد ، موفقیت هنوز توهمی است. با این حال ، هدف از تغییر شکل چشم انداز ژئواستراتژیک خاورمیانه بزرگ بود که باعث ایجاد فاجعه ای شد که منطقه را شعله ور کرد.

باراک اوباما می خواست به جنگ بد عراق خاتمه دهد و جنگ خوب افغانستان را متمرکز کند. او می خواست بشار اسد رئیس جمهور سوریه را تهدید کند و سپس کاری انجام ندهد. و او به اشتباه فکر کرد بمباران لیبی برای محافظت از بنغازی در برابر مرام قذافی به خشونت پایان می دهد. در عوض ، پس از سرنگونی و کشته شدن قذافی ، جنگ داخلی لیبی را به کام خود فرو برد. و چه کسی می داند دونالد ترامپ چه خواهد کرد.

سه دلیل که از زمان کندی برای روسای جمهور هر دو حزب صدق می کند ، توضیح می دهد که چرا سابقه ما در استفاده از زور بسیار ضعیف بوده است. اولاً ، اکثر روسای جمهور جدید آمادگی لازم را ندارند ، آماده نیستند و به اندازه کافی برای سخت گیری های دفتر خود تجربه ندارند. دوم ، هرکدام فاقد قضاوت راهبردی مناسب بودند. سوم ، این کمبودها به دلیل عدم دانش و درک عمیق شرایط استفاده از نیرو ، تشدید شد.

دولت کندی و جانسون در مورد ویتنام و فشارهای گسترده بین اتحاد جماهیر شوروی و چین کمونیست بسیار ناآگاه بودند. قبل از یازدهم سپتامبر ، تعداد کمی از آمریکایی ها تفاوت های سنی و شیعه را می دانستند. عراق سلاح های کشتار جمعی نداشت. و همینطور ادامه می یابد.

موضوع ستونهای دیگر چه باید بکنید در این باره. آنچه مورد نیاز است ، یک رویکرد مبتنی بر مغز برای تفکر استراتژیک است که تشخیص می دهد قرن 21 نمی تواند با مفاهیم قرن بیستم درگیر شود که دیگر بی ربط هستند. به عنوان مثال ، اتحاد جماهیر شوروی با استفاده از سلاح های هسته ای و متداول قابل جلوگیری است. امروز ، وقتی روسیه علاقه ای به حمله به اروپای غربی و القاعده ندارد و دولت اسلامی هیچ ارتش و نیروی دریایی ندارد ، بازدارندگی قرن بیستم مثر نیست.

هنوز هم ، مگر اینکه در نهایت مردم تشخیص دهند که تجربه و صلاحیت در روسای جمهور و رهبران ما حیاتی است ، انتظار نداشته باشید که آینده با گذشته نزدیک متفاوت باشد.

کتاب جدید دکتر هارلان اولمان است آناتومی شکست: چرا آمریکا در هر جنگی که شروع می شود ، نمی بازد و در کتابفروشی ها و آمازون موجود است. از طریق Harlankullman در توییتر می توان با او تماس گرفت.

مقالات جالب