اصلی تلویزیون موضوعات واقعی 'حمله به تایتان' سرانجام در حال تمرکز هستند

موضوعات واقعی 'حمله به تایتان' سرانجام در حال تمرکز هستند

در فصل 4 ، حمله به تایتان سرانجام به ما می گوید که معنای استفاده از تصاویر و تمثیل های آشفته چیست.تفریح



استفاده از تصاویر و وقایع دنیای واقعی به عنوان الهام بخشی برای یک جهان داستانی چیز جدیدی نیست. جورج لوکاس بارها و بارها این کار را کرده است گفت که امپراتور شیطانی در جنگ ستارگان از ریچارد نیکسون الگو گرفته شد ، و کیمیاگر فلزات کامل در به تصویر کشیدن جنگ داخلی خیالی ایشوال از تصاویر جنگ عراق استفاده کرده است. پدیده انیمه zeitgeisty حمله به تایتان، بر اساس مانگایی به همین نام ، با الهام گرفتن از تصاویر ژرمنیک برای دنیای خود از زمان شروع نمایش ، هیچ تفاوتی ندارد ، اما هنگامی که فصل 3 تصاویر و فرهنگ لغت اختصاص داد ما با قدرتهای محور جنگ جهانی دوم و هولوکاست ارتباط برقرار کردیم ، جرقه زد خشم . خوشبختانه به نظر می رسد که سرانجام فصل چهارم و آخر نمایش تصاویر واقعی خود را باز می کند تا موضع نمایش در مورد موضوع اصلی آن را نشان دهد.

بعد از فاش شدن عظیم فصل گذشته که دنیایی فراتر از دیوارهای شهر-نمایش سریال وجود دارد ، اما این جهانی است که Eldians ، افرادی با همان خون و اصل و نسب شخصیت های اصلی ما ، در اردوگاه های کار اجباری به عنوان پست و حقیر رفتار می شوند ، حمله به تایتان فصل آخر مخاطبان تعجب دیگری را برانگیخته است. جدیدترین قسمت ها ما را به آن طرف درگیری می اندازد و ما را به مارلی می برد ، جایی که با شخصیت هایی با همان میراث الدیان شخصیت های اصلی مان روبرو می شویم ، اما تحت ظلم و ستم خود مارلی زندگی و کار می کنند. اینها افرادی هستند که قبلاً آنها را بعنوان شرور هیولایی می دیدیم و فصل جدید جرات جلب مخاطب در درک آنها را دارد.

این نمایش هنوز به شدت از تصاویر جنگ جهانی دوم و هولوکاست استقراض می کند تا داستان خود را از انقیاد مردم الدیان بیان کند. فکر کردن در مورد راهپیمایی سربازان نازی هنگام تماشای سربازان مارلیایی در سکانس آغازین ، شلیکی که به دنبال آن زپلین های جنگی پرش و چندین بمب منفجر کننده انجام می شود ، دشوار است. مردم الدی که در منطقه داخلی لیبریو زندگی می کنند ، با بازوبند خود را به عنوان الدیان معرفی می کنند ، و یک گلوله از سربازان الدی در ارتش مارلیان وجود دارد که به مقامات خود سلام می دهند که شبیه یک سلام نازی است. همه اینها از تماشای در سال 2021 بسیار احساس ناخوشایند می شوند ، به ویژه برای نمایشی که در گذشته فرصتی برای اقدام خشن و خونریزی آشکار داشته است. واکنش شدید علیه حمله به تایتان به بحث درمورد اینکه آیا همدردی های سریال در نهایت تحت ستم و ستمگران قرار خواهد گرفت یا خیر ، و این نگرانی که این فیلم در حال انتخاب تصاویر فاشیستی از تاریخ دنیای واقعی برای شیطان پرستی از یک گروه ستمدیده خیالی است ، همانطور که نازی ها در سالهای منتهی به هولوکاست. اما هرچه داستان در فصل 4 پیشرفت می کند ، به نظر می رسد که حاجیم ایسایاما ، خالق مانگا این تمثیل ها را پیچانده و داستانی آشنا ساخته است ، اما همچنین کاملاً جدید و پیچیده است که با استفاده از تروپ ها و تصاویر برگرفته از تاریخ می توان سخنان گسترده تری در مورد تعصب و ملی گرایی می تواند مردم را تحمیل کند. قهرمانان فصل 1-3 حمله به تایتان (l to r): آرمین آرلرت ، میکاسا آکرمن ، لوی آکرمن و ارن جاگر.تفریح



مطمئناً ، برخی از تصاویر را می توان منعکس کننده سیاست های دنیای واقعی دانست ، اما لزوماً تصویری تایید نمی شود. شما می توانید تصویر بازوبند و اردوگاه های داخلی را به معنای انعکاس هولوکاست در اروپا تفسیر کنید ، اما آخرین قسمت هایی که از طریق پخش همزمان در Crunchyroll ، Hulu و Funimation منتشر شده است ، مقایسه دیگری را نیز دعوت کرده است: این داستان از لحاظ تاریخی تهاجمی و ظالمانه است امپراتوری الدیان زیر بار خود سقوط می کند و به نوبه خود تحت فشار یک امپراتوری دیگر قرار می گیرد که یک بار مورد حمله قرار گرفت ، روابط بین ژاپن و ایالات متحده را در طول و بعد از جنگ جهانی دوم نشان می دهد. اینکه واقعاً نمی توانیم پیام خاصی را ناخن بزنیم ، بیانگر لحن ناشنوایی تصویر مورد استفاده است ، بیشتر از آن که نمایش پیام واضح و منسجمی در مورد جهان ما باشد.

درعوض ، فصل آخر حمله به تایتان احساس می کند نوعی بازسازی همه کارهای نمایش قبلی است. دو قسمت اول ما را با بازیگران جدیدی از شخصیت ها آشنا می کند که احساس می کنند با بازیگران اصلی ما در فصل های گذشته شباهت هایی دارند. ازخودگذشتگی و خوش بینی فالکو بسیار مطابق با آرمین است ، در حالی که گابی احساس می کند نسخه خوشحال تری از ارن است و هر دو از الدایی های مقیم مرلئیان هستند. اما بعد از چهار فصل ، هم نمایش و هم تماشاگران نمی دانند به داستان های بچه های چشم باز که می خواهند دنیا را از شر هیولاها نجات دهند اعتماد نکنند ، زیرا آنچه که نمایش به روشنی بیان می کند این است که بیشتر اوقات فقط پیاده بازی های سیاسی نیستند از قدرتمندان

در نیمه اول فصل 3 ، ما فهمیدیم که رهبری الدیان خاطرات همه را در جزیره پارادیس ، جایی که شخصیت های اصلی ما در آن زندگی می کنند ، پاک می کند ، به طوری که آنها نمی توانند در مورد دنیای خارج اطلاعاتی کسب کنند ، کسی را که می خواست آن واقعیت دروغ را زیر سوال ببرد ، کشته است ، و همچنین هزاران نفر را به جای اجازه دادن به واقعیت ، به خورد تایتان ها - موجودات انسان نما گروتسک که نام آن را به سریال داده اند - فرستاد. تایتان ها ، که در واقع زیر مجموعه ایلدی ها هستند ، توسط مارلی به عنوان سلاح های جنگی هم در پارادیس و هم در خارج از کشور مستقر می شوند. گابی و فالکو ، دو الدی ساکن در مرلین که با آنها ملاقات می کنیم حمله به تایتان' s فصل 4.تفریح

برای بزرگان مانند فالکو و گابی ، جنگ آنها برای بقا ناشی از ترس دائمی از نسل کشی است. هنگامی که آنها از پیروزی در جنگ علیه یک ملت خارجی برمی گردند ، یکی از دوستان آنها س questionsال می کند که اگر تیتان ها در جنگ سودمندی خود را از دست بدهند ، نه تنها سربازان الدی ، بلکه کل مردم الدی چه اتفاقی می افتند ، و او حق دارد که این را از خودش بپرسد. پس از دیدن ارتش مخالف که از توپخانه سنگین برای کشتن تقریباً یکی از تایتان های خود استفاده می کند ، می بینیم که افسران مارلیایی تعجب می کنند که آیا این پایان قدرت نظامی مارلی است ، زیرا همه اینها به کنترل آنها بر تایتان ها بستگی دارد.

قدیمی ها قبلاً به دلیل وحشتی که تایتان ها از لحاظ تاریخی متحمل شده اند ، منفور هستند ، بنابراین اگر آنها سودمندی خود را برای مارلی به پایان برسانند ، ممکن است مشکل ایجاد شود. حتی بدون ترس از انقراض ، این نمایش نشان می دهد كه مارلی كاملاً مغز الدیان را شسته است تا خود را به عنوان یك نژاد شیطانی منفور به خود بیندازند تا سیاست توسعه خود را تقویت كند. مارلی جنگ های بی پایان را می پردازد در حالی که تبلیغات دولت این ایده را ایجاد می کند که الدی ها باید با خدمت به عنوان نیروی نظامی مارلی هزینه گناهان اجداد خود را بپردازند. در اپیزود اعلان جنگ ، مشخص شده است که مارلی همیشه به طور مخفیانه توسط خانواده ای از اشراف الدیا هدایت می شده است که ایده یک قهرمان مارلیایی را خلق کردند در حالی که در واقع پایان جنگ الدیا و مارلی توسط خود الدی ها تنظیم می شد. این افشاگری کوتاه شده است و بجای اینکه چشم مردم جهان را باز کند ، بلافاصله با اعلامیه جنگی دیگر توسط مارلی دنبال می شود - استفاده دیگری از تبلیغات توسط یک رژیم ملی گرای افراطی برای سوخت ماشین جنگی که آن را در قدرت نگه می دارد.

بچه هایی که در زیر این ماشین جنگی گرفتار شده اند ، واقعاً معتقدند که مردم خود را نجات می دهند. در اولین قسمت از فصل جدید ، گابی مایل است به صف آتش پرتاب کند تا ارزش خود را به عنوان یک سرباز مارلی ثابت کند ، در حالی که همرزمان خود را در پارادیس به عنوان نژادی از شیاطین که مستحق انقراض هستند ، گناه می کند. در قسمت دوم ، پس از اینکه انتقاد از مارلی را به خود جلب کرد ، فالکو به سرعت بیعت خود را باز می گوید در صورتی که کسی به وفاداری وی شک کند و تمام خانواده اش را بکشد.

سپس راینر است ، شخصی که ما او را به عنوان مردی که عامل حادثه تحریک کننده او بود می شناختیم حمله به تایتان ، و مرگ برای مادر قهرمان ما در اولین قسمت سریال. این فصل گوشه ای از راینر را نشان می دهد که قبلا ندیده بودیم - پسر ، پسر عموی ، برادرزاده. جهنم ، قهرمان را برای گابی ، فالکو و بچه های دیگری که او را نمونه ای از قهرمان Eldian در مارلی می دانند ، می دانند. برخلاف بچه ها ، با این حال ، راینر در واقع در پارادیس بوده است و اکنون از دروغ های مارلی آگاه است ، یا حداقل به نظر می رسد که از چقدر بی معنی بودن همه چیز آگاه است.

در تکان دهنده ترین قسمت دوم ، که مستقیماً احساس می شود خارج از صحنه است همه در جبهه غرب آرام هستند در توصیف پیشکسوتهای سوtood تفاهم ، از رینر سر میز شام خواسته می شود تا داستانهایی را که در جزیره تجربه کرده است ، بیان کند. تک گویی که رینر ارائه می دهد مانند او در حال روایت یک داستان ترسناک است ، اما همه آنچه که می تواند جمع کند به طور واضح خاطرات خوب دوستانش است ، که برای سوخت رسانی به ماشین تبلیغاتی که تمام بزرگان جزیره پارادیس را به عنوان هیولا رنگ آمیزی می کند ، تغییر کاربری داده است. ما مطمئن نیستیم که مادر وی به دلیل اینکه می داند رینر با دشمن همدلی می کند یا اینکه متوجه شده است ممکن است افراد منظمی در طرف دیگر وجود داشته باشد ، پس می کشد و این مسئله است.

این که آیا واقعاً ابراز همدردی می کند یا نه ، راینر اکنون می داند که ارن همانقدر دلیل متنفر از او دارد که قبل از ملاقات با ارن از او متنفر بود. راینر می داند شیطان واقعی یک شخص نیست ، بلکه یک ایدئولوژی است ، یک نهاد نامرئی است که در حالی که قدرت خود را از دست می دهد ، نفرت را گسترش می دهد. و هنگامی که برای اولین بار پس از چهار سال ارن را می بیند ، به زمین افتاده و از ارن می خواهد تا او را بکشد ، زیرا او می داند این همه تقصیر او بوده است.

در آخرین فصل خود ، حمله به تایتان به آرامی آنچه در مورد آن بوده است را نشان می دهد فقط این نیست که هر دو طرف امتیازات خوبی دارند ، بلکه داستان های آنها دو روی یک سکه است. چه در پارادیس و چه در مارلی ، هر دو گروه Eldians قربانیان یک دشمن مشترک هستند - نهادهایی که با تعصب و نفرت تقویت می شوند و باعث شستشوی مغزی مردم می شوند تا یک نژاد کامل از انسانها را بدون شناخت یکی از آنها قضاوت کنند. برداشت تصویری از زندگی واقعی این نمایش با هیچ یک از زمینه های فرهنگی هنوز احساس غیرضروری و مشکل ساز نیست ، اما واضح است که این نمایش مقایسه ساده نیست و آنچه را به تصویر می کشد مورد تأیید قرار نمی دهد. بجای، حمله به تایتان به نظر می رسد که اشاره به یک جنگ گذشته است ، جنگی نه علیه مردم ، بلکه علیه سیستم های اعتقادی و بت پرستی که فقط به قدرت اهمیت می دهند و مردم را در برابر یکدیگر بازی می کنند.



مقالات جالب