اصلی سرگرمی 'سوفی و ​​طلوع آفتاب' یک داستان عاشقانه بین نژادی است اگرچه Wann بسیار دوست داشتنی است

'سوفی و ​​طلوع آفتاب' یک داستان عاشقانه بین نژادی است اگرچه Wann بسیار دوست داشتنی است

جولیان نیکلسون در نقش سوفی ویلیس و تاکاشی یاماگوچی در نقش گروور اوتا.رسانه مونتری



jesse plemons fargo فصل 2

همیشه دیدن مارگو مارتیندیل و دایان لاد روی صفحه خوب است. آنها تنها بازیگرانی هستند که در یک فیلم کوچک به نام قابل تشخیص هستند سوفی و ​​خورشید طلوع ، اما حضور آنها بیش از استقبال است. بدون آنها ، این فیلم گرم و صمیمی اما کاملاً قاطع درباره زوجی بین نژادی که برای زنده ماندن در برابر احتمالات زشت و طاقت فرسا در جنوب عمیق تلاش می کنند ممکن است در مقابل چشمان شما ناپدید شود و هیچ اثری باقی نگذارد.


سوفی و ​​خورشید در حال طلوع
( 3/4 ستاره )

نویسنده و کارگردان: مگی گرین والد
بازیگران: جولیان نیکلسون ، تاکاشی یاماگوچی و مارگو مارتیندیل
زمان اجرا: 116 دقیقه


این فیلم دوست داشتنی و مهیج که تقریباً به طور کامل توسط زنان ساخته شده است ، توسط مگی گرین والد با استعداد نوشته و کارگردانی شده است ( ترانه سرا) از یک رمان توسط آگوستا تروباو ، و در سال 1941 اتفاق می افتد ، زمانی که جنگ جهانی دوم بیشتر مردان در سن بلوغ خود را از شهرهای کوچک سرقت می کرد ، زنان را در خانه نگه می داشت تا آتش خانه ها را روشن نگه دارد. یک روز پاییز ، از سر و صدا ، یک اتوبوس Greyhound متقاطع متوقف می شود بدون برنامه ریزی در انبار در Salty Creek ، کارولینای جنوبی ، یک مرد آسیایی را که به شدت زخمی شده ، بیهوش و بدون هویت ، رساند. مردم محلی در این دهکده ماهیگیری دورافتاده ، که از قبل به افراد خارجی مشکوک شده اند ، هرگز خارجی را ندیده اند و نمی دانند با او چه کنند تا اینکه کلانتر با یک بیوه مهربان ، آن موریسون (مارتیندیل) صحبت کند تا او را به آنجا برد و دوباره از او پرستاری کند. سلامتی. هنگامی که او شروع به بهبودی از زخم های خود کرد و چهره اش دوباره شکل گرفت ، او متحیر می شود که یک کالیفرنیای خوش تیپ ، خوش برخورد ، خوش اخلاق و بومی الاصل از نژاد ژاپنی به نام Grover Ohta (با بازی برجسته Takashi Yamaguchi از کلینت ایستوود نامه هایی از ایوو جیما و آخرین سامورایی با تام کروز) ، که اشتیاق او به باغبانی ، املاک با شکوه اما بی نظیر او را به نمایشگاهی از زیبایی تبدیل می کند. اعتماد آهسته ای ایجاد می شود که همسایه آن ، سوفی ویلیس (جولیان نیکلسون عالی) ، آن را به اشتراک می گذارد. سوفی یک عجیب و غریب منزوی است که به سختی پول کافی برای نگهداری خانه ای را که پدر و مادرش او را ترک کرده بودند ، می کشد ، اکنون ویران می شود ، با ماهیگیری خرچنگ از اسکله محلی و فروش صید خود به آشپزهای محلی. سوفی و ​​اوتا از طریق عشق متقابل خود به هنر ، موسیقی و گلها ، رابطه نزدیکتر ایجاد می کنند - دوستی که مخفیانه به یک عشق شدید تبدیل می شود.

محبت در همه تقسیم نمی شود. همانطور که جنگ در اروپا آغاز می شود و گرگهای گردن مشکوک روز به روز نسبت به بازدید کننده شرقی بیشتر تحمل می شوند ، گروه کوچکی از زنان متشکل از سوفی ، موریسون و سالومه (لورین توشین) ، خانه دار او ، تصمیم می گیرند از اوتا دفاع کنند و از آنها محافظت کنند ، و دیگر همنشینان کلیسای دختران انقلاب آمریکا که در راس آنها شایعه اصلی ، مشغول کار و مشکل آفرین ، روت جفرز (دایان لاد) بود. با بمباران ژاپنی ها پرل هاربر ، اوضاع به شدت متلاشی می شود و تنش های شدید نژادی به جوش می آید. اوتا یک شهروند آمریکایی دوستدار صلح است ، اما برای مردم در کارولینای جنوبی او هنوز هم یک بیگانه مرموز با پوستی از سایه ای متفاوت و بدتر از آن ، هنوز هم یک جپ کثیف است. سربازان آمریکایی او را با چاقو می کشند و او را برای مرگ در جاده رها می کنند ، سارقان محلی باغ موریسون را تخریب می کنند و خانه او را خراب می کنند و همه با آینده نامشخصی روبرو هستند که در آن باید تصمیماتی گرفته شود که زندگی آنها را برای همیشه تغییر دهد.

بازیگران عالی هستند. نوشتار و جهت گیری ظریف بینش دارد. نمایش سه بعدی از زنان در مناطق روستایی جنوب در طول جنگ ستودنی است. بدیهی است که آنها هدفشان همان نوع رفاقت گروه بود آگوست: شهرستان اوساژ (که قبلاً مارگو مارتیندیل و جولیان نیکلسون در آن همبازی بودند) و کمک. همه آنها مثال زدنی هستند ، از جمله دایان لاد ، که با پسر معلول خود زندگی می کند ، کارهای خیریه انجام می دهد ، به دوستان نیازمند کمک می کند و از بازی خار در چشم همه به عنوان یک متعصب نقل کننده کتاب مقدس خودداری می کند ، به جای آنکه عنصر مگنولیای جنوبی را پیدا کند آثار شخصیت او از انسانیت کبود شده به بیراهه رفته است. در اینجا چیزهای زیادی برای تحسین وجود دارد ، اما این داستان عاشقانه حساس بین نژادی در مرکز فیلم است که احساس می کند مبهم ، بی رمق ، توسعه نیافته و قانع کننده نیست. کناره ها به زیبایی آماده شده و به صورت پیچیده سرو می شوند ، اما غذای اصلی آن نپخته و فاقد عطر و طعم است.



مقالات جالب