اصلی نیم در Skull and Bones ، Bush’s Secret Club Ream Gore را آغاز می کند

در Skull and Bones ، Bush’s Secret Club Ream Gore را آغاز می کند

این صحنه اصلی قدرت آمریکا و ارزشهای خانواده بوش است. به مدت دو قرن ، مراسم آغاز جمجمه و استخوان ها شخصیت مردانی را شکل داده است که شخصیت آمریکایی را شکل داده اند ، از جمله دو رئیس جمهور به نام بوش.

و شنبه گذشته ، 14 آوریل - برای اولین بار - آن مراسم طولانی و مخفیانه توسط گروهی از افراد خارجی ، از جمله این نویسنده ، مشاهده شد.

تیم Braganca با استفاده از تجهیزات ویدئویی با دید پیشرفته در شب که می توانند به درون حیاط داخلی مقبره جمجمه و استخوان ها در نیوهیون نگاه کنند ، شاهد این موارد بودند:

· اثر جورج دبلیو: مست از نزدیكی مجدد به قدرت ریاست جمهوری ، یك مرد بونزمن كه خود را به عنوان جورج دبلیو تحریف كرده بود ، در یك كشش دقیق و دقیق تگزاس شروع به كار كرد: من می خواهم شما را مانند ال گور تغییر نام دهم و می خواهم شما را بكشم. مثل اینکه من ال گور را کشتم.

· اعضای جمجمه و استخوان های ممتاز با فریاد مکرر با فریاد حمله به ابنر لوئیما را مسخره کردند ، آن پیستون را از الاغ من خارج کن

· اعضای جمجمه و استخوان ، هنگام مجبور شدن به زانو زدن و بوسیدن جمجمه در پای مبتکران ، توهین های ناجوانمردانه جنسی (لیسانس بدنم را لیس می زدند) را به سمت افراد آغاز کننده پرتاب می کردند.

· اعضای دیگر تابلوی یک قتل آیینی بریدن گلو را انجام دادند.

مهم است که بخاطر بسپاریم این آغاز برادری نیست. این یک ابتکار کاملاً مخفی تر است - و از نظر قدرت واقعی در ایالات متحده بسیار قابل توجه تر - از ابتدای Cosa Nostra. اگر بوشها همان WASP Corleones هستند - همانطور که مورین داود هرز و خاشاک تر اظهار داشت - اینگونه مردان (و زنان) ساخته شده آنها ساخته می شود. * این یک مراسم آغازین است که دیپلمات ها ، مغولان رسانه ای ، بانکداران و جاسوسان را به هم پیوند می دهد مشارکت مادام العمر و چند نسلی بسیار تأثیرگذارتر از هر برادری. این قلب قلب استقرار آمریکا بود - و هنوز هم باقی مانده است.

موارد دیگری که توسط واحد بررسی استخوان های ناظر بدست آمده شامل موارد زیر است:

· کلمات راز مرگ جمجمه و استخوان مخفی.

· کپی اظهارات مالیاتی جمجمه و استخوان ها ، که از طریق درخواست های قانون آزادی اطلاعات به دست آمده است ، س questionsالاتی را درباره مشروعیت ادعای جامعه مخفی مبنی بر وضعیت کسر معاف از مالیات خیریه ایجاد می کند - خصوصاً با توجه به انتقادات اخیر از طرح مالیات بوش برای حمایت از افراد ممتاز تعداد کمی.

· در جریان مراسم آغاز تصمیم جورج دبلیو برای نامزد شدن به عنوان رئیس جمهور ، توضیحات احتمالی ظاهر شد.

'شیطان برابر با مرگ'

اکسپدیشن Braganca Mission Impossible چندین ماه پیش با تماس تلفنی پگی آدلر ، همکار تحقیق در مورد قسمت قبلی جمجمه و استخوان های من در The Braganca (17 ژوئیه 2000) آغاز به کار کرد. او محقق شیطان و کارمند سابق کمیته مقابله با ایران است که در میان دیگر کودتاها ، برای رد کردن کد RTA ، بازی پوسته شرکتی که توسط آن پوسته شرکتی جامعه جمجمه و استخوان ها ، انجمن اعتماد راسل ، به هیئت مدیره های شرکت های مختلف مراجعه می شود ، با تغییر نام خود به RTA Inc. از دنباله کاغذی خود در برابر چشم کنجکاو محافظت کرد.

خانم آدلر گفت که یکی از اعضای جامعه ییل که می خواست کودتای قابل توجهی از خود را با ما در میان بگذارد ، به او مراجعه کرده است: او سال گذشته راهی پیدا کرده بود تا در مراسم آغاز جمجمه و استخوان ها نوار صوتی بزند. و او می خواست بداند آیا ما این بار به تلاشی برای فیلم برداری از آن علاقه مند هستیم یا خیر.

و بنابراین یک بعد از ظهر در دسامبر گذشته ، اندکی پس از صدور گواهینامه پیروزی انتخاباتی بوش ، من با شخص بی باک ملاقات کردم. او لپ تاپ خود را بوت کرد و اجازه داد من به صداهای مراسمی گوش فرا دهم که اکنون نزدیک به دو قرن است مورد بحث و تبادل نظر است.

البته ، چیزهای دیگری برای جمجمه و استخوانها وجود دارد تا مرموز غریب مرموز آیین های آن. تشریفات از اهمیت کمتری برخوردار است - پیوندهای قدرت و نفوذی که پس از فارغ التحصیلی بین جمجمه و استخوان ایجاد می شود. این روابط ابتدا با تشریفات و این واقعیت که بنیانگذاران Time Inc. و CIA ، و همچنین چندین وزیر امور خارجه و مشاوران امنیت ملی - مردانی که تصمیم به انداختن بمب هیروشیما گرفتند ، به خلیج خوک ها و ما را به ویتنام ، تافت ها ، باندی ها ، باکلی ها ، هاریمن ها ، لاوت ها بکشاند - همه در این مراسم آغاز شرکت کردند و ممکن است ارتباطی با قدرت دنیای واقعی این اوراق داشته باشند. درک ناگفته ، میزان راحتی با پنهان کاری ، سر تکان دادن و چشمک زدن با استفاده از آن.

مراسم آغاز فرآیند تلقین به برگزیدگان نخبه (فقط 15 نفر از هر 1300 نفر در هر کلاس یل) همان احساس عرفانی ماموریت است که به شبکه Old Boy انگلیس اجازه داد تا بر یک امپراتوری جهانی حکمرانی کند.

به کل پدیده به ندرت فراتر از تظاهرات آداب و رسوم عجیب و غریب بررسی می شود (اگرچه اوان توماس و والتر آیزاکسون در مورد شبکه جهانی ماندارین های سیاست خارجی استخوان در مردان خردمند صحبت می کنند). اما این چیزی است که من الان ربع قرن در مورد آن تحقیق کرده ام و در مورد آن بوده ام. من آهاب جمجمه و استخوان هستم ، و لویاتان نهنگ سفید (یا نر سفید) را در اعماق اعضا دنبال می کنم. من به عنوان یک دانشجوی کارشناسی در ییل در همسایگی مقبره جمجمه و استخوان ها زندگی می کردم و در سال 1977 اولین تحقیق خارجی را درباره جمجمه و استخوان ها ، آیین ها و تأثیر آن بر فرهنگ سیاسی آمریکا منتشر کردم (نسخه به روز شده از آن قطعه ، اصلاح شده به تبادل سرد من با جورج و باربارا بوش در مورد Air Force Two را می توان در مجموعه داستانهای اخیر من ، قسمتهای مخفی فورچون یافت).

برای من واقعاً شنیدن صداهای شروع جمجمه و استخوان ها در آن لپ تاپ بسیار مهم بود. اما با شنیدن آن ، هیبت جای خود را به مخلوطی از گیجی و شرمندگی داد - و حتی کنجکاوی عمیق تر ، راضی نشده.

تا حدی این واقعیت بود که این آیین شنیده می شود اما دیده نمی شود. منبع من در ییل یک سوخاری که قبلاً بهره برداری نشده بود را پیدا کرده بود که می توانست صداهای مراسم را از آن ضبط کند اما فقط به صورت ناقص می توانست نگاهی اجمالی به آنها بیندازد. او از شخصیتی گزارش کرد که مانند شیطان لباس پوشیده ، دیگری با اسکلت کلاه دار و دیگران با لباس. چیزی که برای من برجسته شد ، با گوش دادن به آن ، همان چیزی بود که من فکر می کردم عنوان مانترا مرگ است.

بله ، شعار مرگ - در اینجا آن ، موضوع تشریفاتی سه سطحی جمجمه و استخوان ها است که سه رئیس جمهور (از جمله رئیس جمهور کنونی) را به جامعه مخفی خود پیوند داده است:

H HANGMAN برابر است مرگ!

معادلات شیطانی مرگ!

مرگ برابر است مرگ! '

بیشتر ادعاهای گمانه زنی درباره مراسم جمجمه و استخوان ها ، تثبیت مرگ آن بوده است. فراتر از نشانه های آشکار جمجمه و استخوان های متقاطع ، مسلماً دائمی ترین داستان این است که افراد مبتدی سالهای بزرگ سال خود را در سرداب زیرزمین مقبره استخوان ها می گذرانند و به نوبت در یک تابوت دراز می کشند و در دو زندگینامه طولانی ، شدید و روانشناختی جلسات در تابوت های گفته شده ، تاریخچه شخصی و جنسی آنها را برای 14 نفر دیگر انتخاب کنید. بهتر است زندگی را با کسانی که بهتر می شناسند پیوند دهید و به عنوان مباشر طبقه حاکم برای سرنوشت خود آماده کنید.

تصاویر مرگ محور ، دستورالعمل ابتکار عمل برای اینکه آنها باید برای دنیای وحشی بمیرند و در شرکت منتخب الیسیایی The Order ، به قول خودشان ، دوباره متولد شوند ، همان چیزی است که جمجمه و استخوان ها را کاملاً متفاوت از یک برادری دانشگاهی می کند. زیرا خانواده گامبینو از باشگاه شکار و ماهیگیری است که مقر اصلی آنها بود.

جلاد مساوی با مرگ است. شیطان مساوی با مرگ است. مرگ برابر است با مرگ.

چه جهنمی در آنجا جریان دارد؟ آیا مثل همه انسانها فانی هستند و این از نظر منطقی یک معما است. سقراط فانی است ...؟ آیا این برای اعدام مساوی با شیطان است؟

آیا می توان یک موضوع مجازات اعدام را در اینجا تشخیص داد - جلاد به عنوان جلادی که نرخ اعدام قابل توجه جورج دبلیو را به عنوان فرماندار تگزاس پیش بینی می کرد؟ شاید بگویید جورج دبلیو مساوی با مرگ است.

و شیطان چطور؟ (خوب ، این شخصیت مانند شیطان لباس پوشیده است.) آیا این رازی است که آنها از زمان تأسیس جامعه در سال 1832 ، شاخه یک جامعه مخفی آلمان ، بر آن پوشیده اند: شیطان پرستی؟ تحقق خیالات پارانوئید راست بنیادگرا ، که معتقدند خاور شرقی جبهه ای برای توطئه شیطانی است.

احتمالاً نه ، اما این اشتیاق من را بیشتر برای شرکت در برنامه امسال تأیید کرد: تلاش برای دیدن و همچنین شنیدن آن ، ضبط همه آن در ویدئو - برای اهداف آموزشی ، تاریخی و روزنامه نگاری برای ثبت یک آئین مشخص عبور از آمریکایی طبقه حاکم

اوه ، بله - قبل از رسیدن به نوار ویدئویی دید در شب ، یک چیز دیگر وجود داشت ، قسمت شرم آور نوار صوتی ، قسمت OOGA-BOOGA. بخشی از مراسم روی نوار شامل یک استاد ابتدایی بود که به نولیف ها دستور می داد استخوان ها را بیاورند و شعار تقلبی بومی فیلم تارزان (حدس می زنم) OOGA BOOGA را می زند. این باعث شد که من از جمجمه و استخوان خجالت بکشم. جدی گرفتن کسی که لحظه تعیین کننده ماموریت زندگیش شامل OOGA BOOGA باشد ، دشوار است.

اما همانطور که مشخص شد ، OOGA BOOGA در مراسم امسال مشهود نبود ، تا آنجا که توانستیم بگوییم. شاید این بداهه پردازی باشد ، مانند جعل هویت امسال جورج دبلیو (من همانطور که شما دوباره به ال گور تغییر نام دادم شما را ریام می کنم).

Braganca Mission Impossible Force یک ساعت قبل از غروب آفتاب در شب آغازین ، شنبه ، 12 آوریل برای طرح استراتژی تشکیل جلسه داده است. به طور گسترده ای شناخته شده نیست ، اما Tap Night که در روز پنجشنبه رخ می دهد ، به طور کلی با شب آغازین یکسان نیست. چیزهای خوب شنبه شب اتفاق می افتد ، و در حال حاضر لیموزین در خیابان های ساکت در محوطه دانشگاه ییل در حال گشت و گذار هستند و افراد مبتدی سایر انجمن های مخفی را به مراسم خود منتقل می کنند. آغازگر استخوان ها با پای پیاده می آیند ، در چوبی عظیم قفل سه قفل آرامگاه را می زنند و به اولین مرحله از مراسم منتقل می شوند. اما ما از خودمان پیشی می گیریم.

بگذارید فقط ذکر کنم که من چقدر اعضای بی باک ییل گروه ویژه Braganca Bones را به دلیل نمایش نوع کنجکاوی ، ابتکار عمل و انگیزه بدعت آمیز و بدبینانه ای که ظاهراً در بیشتر پردیس های Ivy وجود ندارد تحسین می کنم ، اگر شما به داستان اخبار اخیر ماهنامه آتلانتیک دیوید بروکس در مشاغل پیش از موعد زود رس همراه باشید. بچه های تیم من بیشتر از هر نوع جامعه مخفی خود راضی ، کمک واقعی می کنند.

اولین مورد در این جلسه بررسی سریع پرونده های مالیات بر درآمد استخوان ها بود که یک مشاور خارجی این تیم از طریق درخواست های قانون آزادی اطلاعات به دست آورده بود. او و پگی آدلر به من چند ادعای مشکوک در مورد فرم 990 (بازگشت سازمان معاف از مالیات بر درآمد) اشاره کردند که برخی از دلایل معافیت خیریه را زیر سوال برد. به طور خاص ، در پرونده RTA Incorporated 1997 (قسمت ششم ، خط 80 ب) این ادعا وجود داشت که سازمان به هیچ وجه ارتباطی ندارد - از طریق عضویت مشترک ، ارگان های حاکمیتی ، معتمدین ، ​​افسران و غیره با هیچ سازمان معاف یا غیرمعافی دیگر.

تناقض در این ادعا اطلاعات مربوط به تشکیل پرونده Deer Island Club Corporation است. Deer Island جزیره خصوصی انجمن جمجمه و استخوان ها است که در رودخانه سنت لارنس واقع شده است. محلی است که اعضای استخوان خانواده های خود را برای میهمانی های تابستانی می آورند. این مالکیت کاملاً توسط اعضای جمجمه و استخوان اداره می شود ، ظاهراً با ادعای عدم ارتباط با استخوان با یک سازمان معاف دیگر مخالف است و به نظر می رسد که با مأموریت کاملاً آموزشی و خیریه ای که RTA برای آن Skull and Bones معافیت دارد مغایرت داشته باشد.

مشاور در یادداشتی استدلال می کند که هدف از سوال 80b در فرم مطالبه کسر استخوان جلوگیری از خیریه های معاف از مالیات از انجام فعالیت های غیر خیرخواهانه با پنهان کردن آنها در شرکت های دیگر است. این البته دقیقاً همان چیزی است که RTA Inc از طریق Deer Island Club Corporation انجام می دهد. برای پنهان کردن این ترتیب ، شرکت RTA ارتباط خود را با DICC رد می کند.

در حقیقت ، وی ادامه داد ، RTA و DICC به قدری با هم پیوند خورده اند که RTA Inc. علی رغم ادعای خلاف آن ، جزیره گوزن را در اختیار دارد.

من قصد ندارم در اینجا به کل موضوع مالیات بپردازم. شاید شرکت پوسته Bones دلیل خوب و موجهی داشته باشد که ادعا می کند هیچ ارتباطی با باشگاه خصوصی جزیره Bones ندارد. ** شاید این نوع کارها همیشه در بین خیریه های خصوصی افراد ممتاز ادامه داشته باشد. فکر نمی کنم جزیره گوزن ها تبدیل به آب سفید جورج دبلیو بوش شود. اما ممکن است تصور شود که یک مشاور کاذب کاخ سفید مایل است نوع اطلاعات مالیاتی را که جامعه مخفی جورج دبلیو از طرف وی تشکیل می دهد ، بررسی کند. به ویژه از آنجا که او امیدوار کننده خسارات زیادی برای افراد ممتاز است ، تخفیف مالیاتی جامعه مخفی وی کاملاً فراتر از هرگونه سوicion ظن است. آیا به نظر می رسد رئیس جمهور ، حقوق جمجمه و استخوان خود را به عنوان کسر خیرخواهانه ادعا می کند ، وقتی تنها خیریه به نظر می رسد یک خانه باشگاهی و یک خانه روستایی را برای افراد ممتاز فراهم می کند؟ پرونده RTA ادعا می کند Skull and Bones به نفع دانشگاه ییل وجود دارد. اما ییل - که این آخر هفته سه قرن از دستاورد های درخشان را جشن می گیرد - باید س questionال کند که این شعارهای لیس زدن حفره من و تمسخر ابنر لوئیما چه فایده ای دارد.

به هر حال ، با فرا رسیدن شب و رقص کاپیر عصر ، احساس کردم که ما یک سنت دیرینه و قدیمی را دنبال می کنیم: واکنش طبیعی سنت دموکراتیک (کوچک D) به قدرت نخبه گرا که خود را در چوب لباس پنهان می کند و رازداری و برای من ، این یک اوج تلاش قرن چهارم خودم بود ، موضوعی که اخیراً با این واقعیت شخصی شده بود که رئیس جمجمه و استخوان های ما همکلاسی من در ییل بود.

‘بدو ، نئوفیت ، بدو!’

بالاخره ساعت صفر نزدیک شد. به مدت دو قرن ، دنیای خارج در مورد آنچه قرار بود اتفاق بیفتد ، آنچه در واقع در آغاز داستان افسانه ای جمجمه و استخوان ها جریان داشت ، متعجب و خیال پرداز بود. یک سنت طولانی وجود دارد که جوامع مخفی ییل (از جمله استخوان ها) به جوامع مخفی دیگر برای ضبط آثار آیینی خود حمله می کنند. در دهه 1970 ، تیمی کاملاً زن برای ورود به عکس ، عکس هایی از فضای داخلی آرامگاه استخوان را منتشر کردند. اما امشب ، برای اولین بار در هر زمانی ، تلاش می کنیم تا آیین آغازین مخفی واقعی را ضبط کرده و برای مطالعه مردم شناسی آن را به معرض دید بگذاریم. تجهیزات تیم ما شامل سه دوربین دیجیتال-فیلمبرداری با قابلیت دید در شب ، یک ضبط صوت ، یک پله برقی و دو واکی تاکی بود. (من هرگز نمی توانستم خودم را به محل کار خود برسانم.) به دلیل آسیب دیدگی اخیر که تحرکم را محدود می کند ، من در کنار یک دستگاه ضبط صوت در محل گوش دادن مستقر شدم در حالی که تیم دوربین فیلمبرداری به سمت مضراب تر خود در پایگاه جلو حرکت می کردند (همانند از ما در بخش های ویژه آن را صدا می کنیم). ما برای دیدن نوار برنامه ریزی کردیم که قرار ملاقات بگذاریم.

دقیقاً وقتی اوه ها و ناله ها از هم جدا شد ، فریاد ها و ناله ها از داخل آرامگاه شروع شد و اربابان آغازگر جمجمه و استخوان ها شروع به تأسیس پست هایی کردند که می خواستند برای این درام روانی غیبی وارد شود.

از طریق پست خود ، از پنجره باز می توانستم چهره های سایه ای را ببینم که بسیار بالای سرم قرار دارند. بعداً برداشت های صوتی خود را بهمراه ضبط ویدیوی دوربین فیلمبرداری که تیم دیگر برای تصویر کامل تر به دست آورده است ، قرار می دهم ، اما ابتدا اجازه دهید برخی از یادداشت هایی را که از شنیدن آنها ایجاد کردم ، رونویسی کنم. به هرحال تکه تکه هستند ، برخی از موارد را ضبط می کنند عجیب و غریب ، و شاید نوعی از سرگشتگی است که خود در آنجا در حیاط جمجمه و استخوان تجربه کرده اند.

اول ، پسری وجود داشت که به عنوان جورج دبلیو ظاهر می شد. به نظر می رسید که از دادن این نقش کمی ناراضی است - احساسی که او با صدا زدن در کشش جورج دبلیو به پدرسالار دیگری ابراز داشت (به اصطلاح آنها): قدرت بمب گذاری جناح خارج از چین و این ایستگاه را به من می دهند.

سپس کسی - یکی از مبتدیان؟ - عمو توبی را صدا کرد! (بسیاری از شخصیت های تشریفاتی استخوان از Laurence Sterne’s Tristram Shandy گرفته شده است - شما باید در آنجا به آنها خوش سلیقگی اعتبار دهید.)

عمو توبی! گریه تکرار شد.

ساکت باش ، نئوفیت

عمق توبی اون پیستون رو از الاغ من در بیار

احتمالاً این مرجع تمسخرآمیز لوئیما نیرویی بود برای ترساندن افراد مبتدی در فکر اینکه عمو توبی قصد دارد درمان پیست را به آنها بدهد.

این موضوع شاد رکتوم توسط:

من می خواهم شما را مثل اینکه ال گور را تغییر دهم دوباره بچرخانم! از مقلد جورج دبلیو.

به دنبال من راهنما باشید! این شیطان است!

و سپس جورج دبلیو واقعاً وارد این موضوع شد: من می خواهم تو را بکشم مثل اینکه ال گور را کشته ام.

سکوت سپس دری باز شد. صداها - به نظر می رسید ، زنان نیمی از آنها - فریاد می زدند: فرار کن! کاراموز! بدو ، نئوفیت!

(البته نئوفیت ها ابتدای جدید هستند.)

از پست من ، فقط می توانستم چهره های کلاه دار را ببینم که در تاریکی بالای سرم در حال مسابقه هستند و همراه با گریه از:

بدو ، نئوفیت!

استخوان ران را پیدا کنید!

و (دوباره): آن پیستون را از الاغ من خارج کن ، عمو توبی!

سپس برای مدتی سکوت کنید. به نظر می رسید که نوسنگ دوباره به داخل آرامگاه رفته است. پس از آنكه یكی از پدرسالاران شكایت كرد ، ما باید خون بهتری از این شربت فریبنده بدست آوریم ، مرد.

بعداً فهمیدم که خون برای چیست: کل تابلوی بربری شکاف دار گلو پس از بوسیدن جمجمه.

اما ابتدا نوع دیگری از بوسیدن وجود دارد که به آن اشاره می شود. گریه هایی از لیس چلپ چاله من ، نئوفت وجود داشت! الاغم را لیس بزن ، نئوفیت! آیا شما دوست دارم آهسته من ، نئوفیت؟ (علی رغم این التماس های قلبی ، شاهد اتمام هیچ یک از آن اعمال نبودیم).

با ادای احترام به ناهنجاری ، فریادهای بیشتری از استخوان ران دریافت کنید! و حداقل بخشی از سرود مرگ که قبلاً شنیده بودم: DEATH EQUALS DEATH.

به دنبال آن ، جورج دبلیو با من رئیس جمهور motha-fuckin 'U.S.A همکاری کرد - ظاهرا فقط برای لذت بردن از گفتن آن است. (او به نظر می رسید بیشتر شبیه جورج دبلیو واقعی است.)

مشخص شد که آنچه در بیرون از حیاط در جریان بود ، اوج مراسم آغازین بود که از داخل آرامگاه آغاز شد. در آنجا مشهور است ، مبتدیان باید ابتدا به یک تابوت بروند و برای دنیای وحشی ، به دنیای وحشیان بمیرند (به جز جمجمه و استخوان ها همه انتخاب می شوند) ، تا دوباره به عنوان عضوی از The Order متولد شوند. پس از آن جمجمه بوسیدن و گلو شکن می آید.

دو ساعت بعد ، بعد از اینکه 15 نفر از افراد آغازگر برای آزار و اذیت و ترسیدن منفجر شدند ، با تیم دوربین دید در شب به محل قرار ملاقات نزدیک شدم. این لحظه حقیقت بود: تیم دید در شب مطمئن نبودند که Digicams آنها چه چیزی را انتخاب کرده است. آنها با چشمان خود بارها و بارها چشم اندازهای تحریک آمیز به دست می آورند ، اما پخش در صفحه نمایش های چرخشی دوربین اولین بار است ، تا آنجا که ما می دانستیم ، هر فرد خارجی این مراسم افسانه ای را واقعاً دیده است. یک آیین سه رئیس جمهور ، چند قاضی دادگاه عالی ، شاید ده سناتور (از جمله جان کری رقیب حزب دموکرات ریاست جمهوری 2004 - که به معنای سر و کله زدن جمجمه با جمجمه با جورج دبلیو) ، چندین وزیر امور خارجه ، مفاخر ادبی و فرهنگی از جمله جان هرسی و ویلیام اف باکلی ، همه تحت این آزمایش قرار گرفته اند.

این فیلم شبح انگیز بود ، دانه دانه بود - اما از زاویه دید دوربین های دید در شب ، ما توانستیم روایتی را از آنچه اتفاق افتاده است ، هنگامی که آغازگرها یکی از مقدمات داخل مقبره بیرون می آمدند ، جمع کنیم.

ابتدا توسط شخصیتی با لباس شیطان به جلو هدایت شدند. در واقع شخصیتی شوم و شیطانی به نظر نمی رسد اما به گفته یکی از تیم ، بیشتر شبیه Satan’s Little Helper است.

گروهی فریاد آور ، فریاد آور و ناخوشایند همراه با هیجان ، تهدیدکننده و گاه خونسرد همراه با ظهور:

عجله کن ، نئوفیت! بدو ، نئوفیت!

استخوان ران ، نئوفت پیدا کنید! همراه با گاه به گاه لیز خوردن من! اعتراضات نوع پیستون را بردارید.

شکل شیطان آنها را به داخل چادری سفید در حیاط کشاند ، جایی که ، فکر می کنیم ، آنها استخوان ران خود را پیدا کردند و با ظاهری شبیه استخوان ران بیرون آمدند ، اگرچه تشخیص اینکه روزی متعلق به یک انسان است غیرممکن است.

وقتی دوباره از چادر دور شدند ، آنها را به قسمت اصلی این قسمت از مراسم هدایت کردند.

آنها با یک تابلوی تکان دهنده چهره به چهره مجبور شدند: پسری که چیزی شبیه چاقوی قصابی در دست داشت ، نوعی ظاهر بربری از پوست حیوانات پوشیده بود ، بر فراز آنچه که به نظر می رسید زنی است آغشته به خون جعلی و نه چیزهای دیگر ایستاده بود. سپس نوسنگ به جمجمه ای رسید که چند فوت با تابلوی زخم چاقو و قربانی فاصله داشت. نوسنگ زانو زد و جمجمه را بوسید ، در آن زمان پسر با چاقو زانو زد و گلو را از شکل مستعد برید. (خوب ، وانمود کرد که گلو را بریده است.)

من مطمئن نیستم که معنای آن چیست من هنوز اهمیت عرفانی این موضوع را رمزگشایی نکرده ام ، گرچه من خیلی دوست دارم که رئیس جمهور سابق جورج بوش جمجمه را ببوسد. بدیهی است که ارتباطی با تبعیت دارد. جمجمه قدرت را ببوس. تعظیم کنید به سفارش. اما در مورد بربری که گلوی قربانی خود را می برد چطور؟

آیا این بدان معناست که یکی برای دنیای بربر می میرد؟ آیا این به معنای مرگ بربرها است؟ آیا این تاکتیک های کوتاه دستی را تأیید می کند؟ آیا آنها اینگونه سکوت و پنهان کاری را اجرا می کنند؟

من قصد دارم به مطالعه بی وقفه من در مورد هرمنوتیک آیین ها ، افسانه ها و نمادهای استخوان ها بر اساس این افشاگری های جدید ادامه دهم ، و شاید با کمک یک فارغ التحصیل استخوان که احساس می کند زمان آن رسیده است که حجاب احمقانه را بلند کند (و دیگر این نمادی از جامعه خود. (با من بصورت خصوصی تماس بگیرید Edgy Alliance ، 577 Second Avenue ، Box 105 ، N.Y. ، N.Y 10016.)

هرچند تمام این تصاویر مرگ: شاید این منظور این باشد که اولین رویارویی تشریفاتی با مرگ و میر است ، جمجمه به عنوان یادبودی طراحی شده است که حس گرانش ماموریت فرد در زندگی را به نئوپیت القا کند.

در همین رابطه ، ارتباط مستقیم حداقل یک جنبه از این مراسم با جورج دبلیو را در نظر بگیرید. این عبارت تکراری: بدو ، نئوفیت ، بدو!

در مورد آن فکر کنید هنگامی که جورج دبلیو برای اولین بار به تغییر نسبتاً جدی مالک تیم بیس بال (که مهمترین موفقیتش معامله با سامی سوسا بود) به فرماندار تگزاس بود ، یا زمانی که قصد تغییر از فرماندار یک دوره ای تگزاس به رئیس جمهور یونایتد را داشت. ایالت ها ، چه چیزی او را تصمیم گرفت - چه چیزی باعث شد او فکر کند که می تواند آن را کنار بگذارد ، با وجود سالها به عنوان یک نوفیت نیمه دائمی؟ آیا ممکن است آنچه که او شنیده می شود ، در مغز او ، در راهروهای سالهای مختلف طنین انداز می شود ، حکمی از همان شب آوریل گذشته که او یک جمجمه و استخوان بود آغاز شده باشد؟ وقتی او خم شد تا جمجمه را ببوسد و شنید ، در گوشهایش طنین انداز شد ، این دستور: بدو ، نئوفیت ، بدو!

مقالات جالب