اصلی شیوه زندگی آیا باید با یک مردی تماس بگیرید که پیام شما را متوقف کرد؟

آیا باید با یک مردی تماس بگیرید که پیام شما را متوقف کرد؟

مرد تبلیغاتی ، مرد تازه طلاق گرفته ای که در تبلیغ فعالیت می کند ، هفته بعد از اولین قرار ملاقات دوباره از من خواست. یک بار دیگر ، یک عصرانه زیبا ، یک شام خارق العاده داشتیم و سپس به محل من برگشتیم. در اطراف او احساس راحتی می کردم و هشدار دهنده بود. تلاش برای متقاعد کردن خودم برای فقط رها کردن و لذت بردن از چیزهایی خارج از توان من بود. غریزه های من فریاد می زدند که چیزی 100٪ درست نیست.

مرد تبلیغاتی عالی به نظر می رسد! همانطور که کلاس خود را در Soul Cycle به پایان رساندیم ، دوست مشاوره ای من Madge گفت. من دوستش دارم خیلی سرگرم کننده به نظر می رسد!

من هم او را دوست دارم ، اما الان معمولاً همه چیز اشتباه پیش می رود. مدژ مرا سرزنش كرد كه منفي انديشيده ام. توضیح دادم نگهبان من بالا است. زمانی که با هم گذرانده ایم برای من عالی بوده است اما حدس زدن اینکه او چه فکری می کند دشوار است. اگر چیزی شبیه احساسات من پس از طلاق باشد ، برای او سخت خواهد بود که از یک نظر - از هر لحاظ - آغوش شخص جدیدی را بگیرد.

من به یاد اولین روزهای زندگی مجردی افتادم ، و خودم را به موقعیتهای نه چندان عالی دوست یابی می انداختم ، و اغلب فکر می کردم که دیدن کسی اصلاً اشتباه است. حتی اگر پایان دادن به ازدواج من انتخاب من بود ، اما باعث شد من از این موضوع هیجان زده نشوم. نیاز به غصه خوردن امری واقعی است.

در ابتدا توجه مردان برای من به عنوان یک طلاق جدید فوق العاده بود. پیدا کردن یک حواس پرتی باعث می شد تا پذیرفتن ازدواج من به راحتی تمام شود و من واقعاً مجرد باشم. این وضعیت خوبی برای حضور من نبود و یک مبارزه واقعی برای من بود که بفهمم چه اشتباهی در رابطه من رخ داده است و ببینم چرا قرارهای جدید به جایی نمی رسند. آن زمان آسان نبود. یک باریستا بود که بیش از حد مشتاق گاز گرفتن من و ترک شورت زنان دیگر در اطراف آپارتمان خود بود. بعد از اینکه توسط یک دوست مرد ، که دیگر کسی نبود که در زندگی خود مراقب من باشد ، به معنای واقعی و مجازی روی مبل مقطعی گران قیمت و ناراحت قرار گرفت ، دلشکستگی دوباره دنبال کرد. به نظر می رسد همان ناامیدی ها از طریق تعاملات من با Ad man نشانه گرفته شده است.

بعد از اینکه با یک دوست ارتباط برقرار کردید ، چیزی در پویایی رابطه تغییر می کند. غالباً ، این زن است که شروع به پرتاب حدود یک میلیون چیز اگر و سناریو در سر خود می کند ، دقیقاً همان کاری که من انجام می دادم. احساس ناخوشایند ترس و وحشت در حالی که متن های Ad Man پس از دو قرار ملاقات بازگشت - اکنون کم کم شده بودند. او فردی نبود که کسی را شبح ببیند ، اما قطعاً عقب نشینی می کرد.

شاید او واقعاً مشغول باشد. شغل او بسیار طلبکار است. هیلاری ، دوستی که پس از سالها دوباره ما را معرفی کرده بود ، گفت که سعی می کند به دلایلی فکر کند که چرا به نظر نمی رسد دوباره بخواهد با من بیرون برود. من می دانم که او شما را دوست دارد.

مطمئناً ، او من را به عنوان یک انسان دوست داشت اما مانیکور من را نیز دوست دارد.

قرار ملاقات سومی نبود. مرد آگهی ناگهان بیش از هر زمان دیگری شلوغ بود ، که انتظار می رفت ، بعد از همه او یک دون Draper مدرن بود. وقت آن بود که بپذیرم که او سرانجام به من علاقه مند نبود.

ما دوستانی بودیم که چند بار بیرون رفتیم و سالها بعد لبهایمان را قفل کردیم. من نمی توانم دیوانه شوم ، اگر چیزی وجود داشت ، برای من آزار دهنده بود که به خاطر او افتاده ام. دیگر نمی خواهد بیشتر منتظر بماند ، وسواس می کند و عذاب می کشد بعد از سه هفته که از او چیزی نمی شنوید. بنابراین مسلماً سرانجام ارسال متن برای او تنها کاری بود که به نظر می رسید.

من احساس می کنم شما واقعاً دوست ندارید دوباره با من ملاقات کنید اگر این مورد باشد ، می توانید به من بگویید. مشکلی نیست. من فکر می کنم شما عالی و سرگرم کننده هستید ، اما من می دانم که امسال چیزهای زیادی را پشت سر گذاشته اید. بنابراین من آن را به آنجا پرتاب می کنم.

در خواب دیدن این پاسخ فوری: البته من می خواهم شما را ببینم! ببخشید من خیلی شلوغ بودم بیا امشب بریم بیرون. در عوض ، وقتی پیام می داد ناامیدی با پاسخ او خراب شد: از این بابت بسیار متشکرم. من کمی پراکنده هستم ، و مطمئن نیستم که الان می توانم شما را ببینم.

پاره شدم ، ناراحت ، اما در عین حال قدردان. احساسات من که نمی خواستم از او متنفر باشم ترکیبی از غم ، طرد و گیجی بود. همچنین دریابیم که حقیقت دقیقاً چیست. برای همه آنچه می دانستم ، ما در تمام مدت در منطقه دوست بوده ایم و او اینگونه مرا درک کرده است. حتی اگر جواب او رویا نبود ، صادقانه بود. او از دیدگاه من یا تمایل من به درک بیش از یک دوست سرگرم کننده برای ارتباط با او نمی دانست.

Madge گفت ، من می خواهم از Ad Man متنفر باشم. من در واقع نمی توانم به هر دلیلی فکر کنم که چرا.

از او متنفر نشو او خوب است ، اما این فقط باعث ناامیدی من می شود. اکثر بچه ها فقط من را با هم رشته می کنند. پس از آنچه که به نظر می رسید ده ها سال از قرار ملاقات در سواحل شرقی و غربی است ، این اولین کسی نیست که فرصتی برای انصراف ارائه می دهد. اما این اولین باری بود که کسی آنقدر خوب بود که مرا مورد سرزنش قرار ندهد.

آیا هنوز قصد دارید با او ارتباط داشته باشید؟ مادج پرسید.

شاید. من خندیدم. فرض کنید خواهیم دید مادج بازو را به دور من انداخت.

خوب همه او را لعنت کنید!

برای یک ثانیه زودگذر ، آن دو قرار ملاقات با Ad Man طعم کمی از شکل ظاهری رابطه برای من بود. من بارها را به طرز قابل توجهی بالا برده بودم و در کنار کسی بودم که زندگی معقولانه ای کسب می کرد ، سرگرم کننده ، مهربان و سکسی بود. در این مدت بسیار کوتاه ، امیدوارم که برای لحظه ای چیزی در آنجا بالقوه باشد و احساس متقابل باشد. شاید برای همیشه یک روز دوباره پیداش کنم.



مقالات جالب