اصلی شیوه زندگی خلبان نیروی دریایی: گفتن 'روز یادبود مبارک' کاملاً خوب است

خلبان نیروی دریایی: گفتن 'روز یادبود مبارک' کاملاً خوب است

کاغذ فلیکر / سحر

کاغذ فلیکر / سحر



من پسر ، نوه و برادر جانبازان رزم هستم. به عنوان یک خلبان سابق نیروی دریایی ارتش ، روز یادبود از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اما اخیراً آرزو داشتن یک روز یادبود بدون آتش گرفتن برای دیگران دشوار شده است. سال گذشته ، PBS هنگامی که در صفحه فیس بوک خود بنر روز یادبود مبارک را منتشر کرد ، یک شورش آنلاین را تحریک کرد. از جمله انبوه انتقادات خوانندگان ، اظهارنظرهایی مانند HUGE faux pas ، حذف این تصویر احمقانه و کاملاً بی احساس بود. من این را در سطح شخصی تجربه کرده ام. تبریک معمول روز یادبود مبارک من به طور فزاینده ای با سردردهای موافق مواجه شده است. سال گذشته ، یکی از صندوق داران مخصوصاً عبوس به من گفت که یک سرنخ بگیرم.

من میفهمم. این روزی است که برای بزرگداشت کسانی که با لباس فرم درگذشتند اختصاص داده شده است. روز یادبود یکی از قدیمی ترین تعطیلات ما است که در اصل پس از جنگ داخلی تصور شده است. اما برای بسیاری از آمریکایی ها ، چیزی بیش از یک آخر هفته سه روزه ، پر از کباب در حیاط خانه و فروش درب منزل ، تبدیل نشده است. برای کسانی که این روز یادبود را بی اهمیت می بینند ، آسان است که با این پیشنهاد که چیزی خوشحال کننده در آن وجود دارد ، جرم کنند.


من یک جانباز را نمی شناسم که انتظار داشته باشد کشور با 24 ساعت غم و اندوه بی وقفه روز یادبود را رقم بزند.

به یاد نمی آورم پدر یا پدربزرگم خیلی فکر کرده باشند که چگونه آنها در پیک نیک حیاط خانه ما از همسایگان استقبال می کنند - این همیشه روز یادبود مبارک بود. شاید به این دلیل است که نسل های قبلی نیازی به یادآوری در مورد آنچه که تعطیلات نشان می دهد ندارند. جنگ پدربزرگ من ، جنگ جهانی دوم ، یک تلاش ملی بود که در آن همه چیزی را فدا کردند. جنگ پدر من ، ویتنام ، اختلافات شدیدی داشت ، اما حداقل همه می دانستند که این اتفاق می افتد. پیش نویس تضمین می کرد که خانواده های بیشتری در این بازی پوست دارند.

امروز فرق کرده است. کمتر از 1 درصد آمریکایی ها در عراق یا افغانستان خدمت کرده اند. اکثریت قریب به اتفاق غیرنظامیان کسی را که در آنجا مرده نمی شناسند. هر چه این جنگ ها به حافظه ملی ما دورتر می شوند ، حفظ یادآوری قیمت پرداخت شده از اهمیت بیشتری برخوردار است. من گمان می کنم ، این دلیل اصلی برای تحریک روز مبارک از یادبود است. اما هرچند که حسن نیت داشته باشد ، این نگرش هیچ کاری در حفظ حافظه کسانی که در دفاع از سبک زندگی ما کشته شده اند ، ندارد. در حقیقت ، برعکس عمل می کند.

من یک جانباز را نمی شناسم که انتظار داشته باشد این کشور با 24 ساعت غم و اندوه بی وقفه این تعطیلات را رقم بزند. چند سال پیش ، من روز یادبود را در یک قبرستان نظامی گذراندم و از قبر پدربزرگم دیدن کردم. اگرچه برای غصه خوردن آنجا بودم ، اما نمی توانستم داستانهایی را که باعث خنده من شده اند یادآوری کنم - مانند زمانی که قایق اضطراری هواپیمای او در پرواز مستقر شد و مسلسل ساز تقریباً دم را شلیک کرد و سعی در از بین بردن آن داشت. با لبخند به آن خاطره ، فهمیدم که تنها نیستم. دور و بر من صدای خنده آرام بود ، به گونه ای که خانواده ها قبل از سنگ قبرهای سفید ساده جمع شده بودند تا عزیزان خود را از دست بدهند. این روزها ، وقتی با دوستان خود خاطرات دوستانی را یاد می آورم که از جنگ به خانه نیامده اند ، داستان هایی که بیشتر اوقات می گوییم داستان هایی است که ما را خوشحال می کند.

آنها اینگونه می خواهند. وقتی به کسانی که در خدمت سربازی فوت کرده اند فکر می کنم ، یادم می آید که چرا آنها در وهله اول پیوستند. آنها این کار را برای دفاع از روشی از زندگی انجام دادند ، روشی که شامل جستجوی خوشبختی به عنوان یک ایده بنیان گذار است.

برای اطمینان ، در این روز می توانیم کمی احترام بیشتری به کار ببریم. لحظه ای سکوت قبل از اینکه در بندهای خود فرو برویم. ولگردی و قانونی خرید کمتر. اما غم و اندوه بی امان؟ هیچ یک از دوستان من چنین چیزی را نمی خواهند. تخفیف تشک و مسابقه های پای خوردن و آزادی شاد بودن همه بخشی از چیزی است که برای آن جنگیدند و مردند.

در این روز یادبود ، هنگام طلوع خورشید ، من به سمت اقیانوس حرکت می کنم. مدتی را به تنهایی سپری خواهم کرد و به کسانی که هرگز موفق به بازگشت آن نشده اند فکر می کنم. سپس من به همسر و فرزندانم برمی گردم و از زندگی خود سپاسگزارم. من کوره را آتش خواهم زد و دوستان را دعوت خواهم کرد. و من برای هر یک از آنها یک روز یادبود مبارک آرزو می کنم ، زیرا می دانم که این روز و شادی که به همراه دارد هدایایی است که هرگز نمی توانم آنها را بازپرداخت کنم. به جز شاید با گذراندن زندگی پر از خوشبختی همانطور که دوستان افتاده من می خواستند.

کن هارباو خلبان سابق نیروی دریایی است. وی به عنوان فرمانده مأموریت جنگ الکترونیکی خدمت می کرد و در The Citadel به تدریس تاریخ نیروی دریایی می پرداخت. آقای هارباغ به دنبال خدمت سربازی خود ، یکی از بنیانگذاران وی بود ماموریت ادامه دارد ، یک سازمان غیرانتفاعی است که به جانبازان قدرت می دهد تا در جوامع خود خدمت کنند.

مقالات جالب