اصلی تلویزیون Mind-Bender: کارگردان ‘Game of Thrones’ در ایده اصلی و وحشیانه برای ‘Hold the Door’

Mind-Bender: کارگردان ‘Game of Thrones’ در ایده اصلی و وحشیانه برای ‘Hold the Door’

کریستین نیرن در نقش هودور.با مجوز از HBO



در بازی تاج و تخت جهان ، جک بندر یک هشدار اسپویلر در حال راه رفتن است. به عنوان مدیر The Door و خون خون من ، آقای بندر ، هم داستان اصلی هودور و هم هویت واقعی Coldhands را زنده کرد ، ماهها - احتمالاً سالها - قبل از اینکه جورج آر. آر. مارتین خبر را در مطالب اصلی منتشر کند. اما سلام ، این هنرمند و سازنده 66 ساله واقعاً نمی تواند به خودش کمک کند. جایی که آقای مارتین دستی کاملاً آهسته دارد ، آقای بندر تقریباً از نظر طبیعی تولید می کند. او دارای اعتبارات متعدد کارگردانی در یک رزومه متنوع - از سوپرانوها ، به نام مستعار ، به زیرگنبد - و نقشی اساسی در افسانه های بنکران بازی کرد کم شده به عنوان تهیه کننده اجرایی در کنار J.J. آبرامز و دامون لیندلوف.

و ، به نوعی ، او همچنین یک نقاش برجسته است (که نقاشی دیواری داخل دریچه از کم شده ؟ همه آقای بندر.) در این بین بازی تاج و تخت کنسرت ها و اقتباس آینده استیون کینگ ( آقای مرسدس) آقای بندر منتشر کرد فیل در اتاق ، تکه هایی از هنر و نوشتنش که آقای کینگ خودش کتاب کودکانه را برای بزرگسالان خوانده است. این کار بسیار نرمتر از هر چیزی است کم شده یا تاج و تخت اما مجموعه ای از تصاویر عجیب و غریب و داستانهای ساده کشف خود که نشان می دهد آقای بندر در قلم مو یا قلم به اندازه مهارت در کشمکش ده ها هزار تن اژدها مهارت دارد.

مشاهده کننده به تازگی با آقای بندر از استودیوی خود در لس آنجلس برای گفتگوی گسترده ای که با پوشش هنری ، کم شده ، بازی تاج و تخت season فصل هفتم کوتاه شده و برنامه های اصلی و بسیار وحشیانه تر برای سکانس Hodor’s Hold the door. آنت تیرنی و سام کلمن.هلن اسلون / مجوز HBO



فکر می کنید تقاطع بین نقاشی و کارگردانی شما کجاست؟

هر دو قصه گویی بصری هستند. مطمئناً هنر من کاملاً شخصی است و ناشی از من است. برخلاف بعضی از تلویزیون ها ، من به اندازه کافی خوش شانس بودم که می توانم آن را انجام دهم سوپرانوها ، یا نام مستعار ، یا کم شده ، که از همان ابتدا برای آن حیاتی بودم. بازی تاج و تخت ، اخیرا. اما با این نمایش ها ، ننوشتن آنها ، به دنیا نیاوردن آنها در آن سطح ، همیشه احساس می کنم یک آشپز هستم. من یک آشپز هستم که این دستور العمل های عالی را دریافت می کنم ، و باید بشقاب درست کنم.

یکی از چیزهایی که از نقاشی آموخته ام خودجوش بودن است. من آن را Junk Blessings می نامم ، از زمانی که برای ساختن هنر ناخواسته خانه را می کشیدم. من همیشه هنگام ایجاد نمایش این برکات ناخواسته را پیدا می کنم. آنچه از اشتباهات شلخته یا ایده های یک بازیگر متفاوت از ایده های خود ایجاد می کنید. من قطعاً از نقاشی یاد گرفتم که وقتی چکه رنگ روی بوم می چکد ، با این اشتباه می توانید تغییر شکل دهید. قطره هایی که بازیگران می خواهند به داستان بیاورند ، همین است. این یکی از اصلی ترین چیزهایی بود که من به عنوان تهیه کننده مجری و کارگردان یاد گرفتم کم شده. من 6 سال است که هرگز کاری نکرده ام. در ابتدا ، احتمالاً خیلی محکم نگه داشته بودم که ببینم بعد از جی. [آبرامز] و دیمون [لیندلوف] آن خلبان خارق العاده را ساختند. اما در طول سالها انجام کم شده و اجازه دادم همان چیزی باشد که باید باشد ، من چیزهای زیادی درباره رها کردن و اجازه دادن به افراد اطرافم به اندازه من یاد گرفتم.

یک نمونه خاص از برکات ناخواسته ناشی از کارگردانی شما چیست؟

دومینیک موناگان ، هنگامی که ما صحنه را اجرا می کردیم در کم شده جایی که او غرق می شود ، جایی که چارلی کشته می شود و او دست خود را بالا نگه می دارد و روی آن می گوید Not Penny’s Boat. من گفتم من می خواهم ببینم که شما دور شناور هستید ، و به دلیل آب بیشتر و بیشتر از فاصله از تمرکز خارج می شوید. و او گفت خوب اگر خودم را خط بزنم چه؟

کم شده .با مجوز از ABC

چون چارلی مذهبی بود. بلافاصله ، این درخشان است. این شما را به ریشه های خود باز می گرداند. وقتی جی جی آن قسمت را دید و به من زنگ زد و گفت اوه خدای من ، خیلی عالی است ، شما خیلی نابغه هستید. و من گفتم خوب ، متشکرم ، اما این ایده من نبود. یکی از آن لحظاتی که قدم به عقب می گذارید ، و بگذارید آنچه در آن جهان اتفاق می افتد به طور طبیعی اتفاق بیفتد.

آیا این اغلب اتفاق افتاده است بازی تاج و تخت ؟

آه بله. این یکی از بهترین چیزها در مورد داشتن نعمت کار با افرادی است که واقعاً مراقبت می کنند ، که مطمئناً تجربه من در این زمینه بود بازی تاج و تخت . در اصل ، با خودم فکر کردم ، چه جهنمی را برای بزرگترین نمایش جهان به ارمغان می آورم؟ و [ بازی تاج و تخت دیوید بنیوف و دان ویس ، سازندگان] به طور خاص از من خواستند که این یک قسمت را اجرا کنم ، قسمت Hold the Door. که اکنون بخشی از فرهنگ لغت شده است.

خنده دار است ، زیرا تاکنون متوجه چگونگی آن نشده ام کم شده -مثل این که توالی درب بود.

گذشت زمان و زمان شروع به ادغام شدن بازی تاج و تخت قطعاً نوبت نمایش است. اما دیوید و دان و همه کسانی که در این نمایش کار می کنند کاملاً برای من باز بودند. این باعث خوشحالی شد. کارهای تئاتر در براووس واقعاً سرگرم کننده بود زیرا باعث بازگشت من به روزهای تئاتر شد ، کارگردانی شکسپیر و روزنکرانتز و گیلدنسترن مرده اند ، همه آن نمایش ها صحنه تئاتر از The Door.Macall B. Polay / با مجوز از HBO

این خنده دار بود ، زیرا دیوید و دن آن صحنه ها را تا حدی زبون گونه نوشتند. نوع تمسخر بخشی از تاریخ نمایش. و من آن را یک قدم دورتر برداشتم. من مثل یک نمایش آن را تکرار کردم. در آن نمایش چیزهای زیادی وجود دارد که در پایان نمایش به نمایش درآمد. سپس کل نمایش را برای مجریان نمایش اجرا کردم ، مثل اینکه ما بودیم بازی تاج و تخت بازیکنان

شما هر فصلی را پشت سر گذاشتید؟

خوب ، نه کل دنباله های بیشتری نسبت به HBO وجود داشت. من تمام شوخی های گوز و آن همه پوچ بودن را داشتم و تنها نگرانی من این بود که آیا این نمایش درخشان را زیاد مسخره می کنم؟ و دیو و دن گفتند نه ، این کار را بیشتر انجام ده. آنها کاملاً بی ادعا ، بچه های درخشان هستند. و این روشی است که آنها آن را نوشتند ، بخشی از تاریخ بازی تاج و تخت قرار است شوخی های گوز باشد.

جالب است که از نظر پیچ و تاب کتاب ها ، هر دو قسمت به شما ارائه شده بسیار آشکار کننده بود. داستان اصلی هودور ، چیزهای بنجن استارک. چقدر از این موضوع آگاهی داشتید؟

من می دانستم که آنها با این کتاب ها به پایان رسیده اند و جورج مارتین بیشتر در حال نوشتن است. من می دانستم که فصل شش از جایی که کتاب ها تمام می شود ادامه دارد. و اعتراف می کنم ، من هر قسمت از آن را دیده بودم بازی تاج و تخت اما هرگز کتابها را نخوان من فقط می خواستم بهترین نمایش را در نمایشی انجام دهم که فکر می کنم واقعا درخشان است. اما احساس می کنم هر زمان که کار می کنم. شما به عنوان یک هنرمند بین جسارت و ناامنی بسته به روز ، بسته به ساعت در نوسان هستید. شما باید آنقدر جسارت داشته باشید که بگویید این همان کاری است که ما بچه ها می کنیم ، به من اعتماد کنید. در همان زمان ، درست در طرف دیگر آن طناب محکم شما واقعاً می روید؟ چه می دانم؟ خوشبختانه افراد کافی در آنجا بودند بازی تاج و تخت برای اطمینان از سقوط از صخره امیلیا کلارک در نقش دنریس تارگرین.HBO

ما در مورد روند نقاشی و داستان سرایی تصویری شما صحبت کردیم. من تعجب می کنم که آیا هنگام برخورد با صحنه هایی که به شدت شامل CGI هستند ، مانند پایان Blood of My Blood ، آیا اصلاً به آن موضوع برگردید؟ در جایی که از شما خواسته می شود در درجه اول با کاری روبرو شوید که در واقع آنجا نیست

مطمئناً ، من یک فرد بسیار بصری هستم. از کودکی زیاد مطالعه نمی کردم که تلویزیون و فیلم تماشا می کردم. من مطمئن هستم که من بیش فعالی و همه مواردی که در آن زمان تشخیص داده نشده بودند ، بودم. من بسیار بصری تر از هر چیز دیگری هستم ، این قسمت قویتر مغز من است. بنابراین من از نظر بصری فکر می کنم. اما من همچنین واقعاً دوست دارم که روی آنها کار کنم بازی تاج و تخت با فیلمبردار برنده چند امی ، جاناتان فریمن ، درخشان. و تیمی از هنرمندان تجسمی و بچه های CGI که ​​این نمایش را انجام می دهند و همه اینها را خلق می کنند. زیرا وقت زیادی در آن نمایش دارید ، جایی که برنامه بیشتر شبیه یک ویژگی است. پنج کارگردان هستند که ده اپیزود را انجام می دهند ، هر کدام دو اپیزود را انجام می دهند. در واقع در این فصل آینده فقط وجود دارد هفت قسمتها

اما وقت دارید که انجام دهید پیشگویی کردن . کل سکانس غار اساساً دارای داستان بود. شما قبل از ساختن فیلم می خواهید فیلم را بسازید ، می دانید؟ و البته مطمئناً وقتی آن را می سازید ، مانند هر سکانس داستانی ، با هر اتفاقی که آن روز روی صحنه می رود می روید. خبر خوب این است که زندگی معمولاً زندگی را در دست می گیرد. در.با مجوز از HBO

من خیلی دوست دارم در مورد آن صحنه صحنه را به ویژه صحبت کنم. نظرتان پس از سرانجام خواندن صحنه در صفحه چه بود؟

خواندن این صحنه دلهره آور بود و برای جاناتان ، فیلمبردار از چند سطح چالش برانگیز بود. او خودش را دیوانه کرد که چگونه غاری را روشن کند که در آن هیچ نور و مشعلی وجود ندارد. در اینجا سقفی به جز بخشی که برخی از کشته شدگان از بالا وارد شدند ، هیچ شکافی نداشت ، زیرا آنها نمی توانستند از خط آتش عبور کنند.

در اوایل فکر من این بود که آن را به یک شوت تبدیل کنم که فقط به داخل فشار می آورد و نزدیکتر و نزدیکتر می شود و سپس شوت هایلایت موازی که به وایلیس ، که هودور شد ، نزدیکتر و نزدیکتر می شود. من در مورد آن زیاد با دیو و دن صحبت کردم. من گفتم ، آنچه مرده با هودور انجام می دهد ، پوشیدن لباس او از روی در است. آنها گوشت او را پاره می کنند. اگر مردگان بتوانند از چوب عبور کنند ، آنها هودور را از هم جدا می کنند.

و آنها چیزی به من گفتند که واقعاً گیر کرده است. که اگر خیلی وحشتناک است ، ما از دست دادن Hodor را احساس نخواهیم کرد. و این قطب نمای من در تمام مدت زمان بود ، تا در پایان ما واقعاً مراقب باشیم. من هنوز هم می خواستم آن را به اندازه کافی ترسناک کنم ، ببینم هودور توسط این بازوهای اسکلتی و انگشتان بلند محاصره شده و درگیر شده است ، که در نهایت می خواهند او را آزار دهند و او را از پا درآورند ، یا هر کاری را که می خواستند انجام دهند که ما ندیدیم. اما اجازه ندهید که ترس از آن احساسات از دست دادن این شخصیت را تحت فشار قرار دهد و باعث شود این شخص واقعاً بر این عقیده باشد که او خودش را فدا می کند تا دوستانش بتوانند از آنجا دور شوند. این ایده غالب بود.

مقالات جالب