اصلی صفحه نخست مارس ، ظالمانه ترین ماه

مارس ، ظالمانه ترین ماه

آن روز بعد از ظهر ، به سختی از خرابی جلوگیری کرد. او گفت عجیب است که فقط افزایش فشار در شغل موقت خود - شغلی که به او هیچ اهمیتی نمی دهد و تنها راهی برای پرداخت صورتحساب است تا زمانی که یک فیلمنامه را بفروشد - او را بسیار پایین و مانند لرزاند. مخصوصاً که بزرگان هالیوود برای ملاقات در مورد آخرین فیلمنامه او جنجالی می کردند. همچنین ، او عاشق بود! او باید بلند پرواز کند.

من به شما می گویم ، مارس ، مرد ، او گفت. این هفته به من ضربه زد. هوا به هم می خورد ، همه از از دست دادن شغل خود می ترسند. مارس همیشه با من پیچ می خورد.

آوریل بی رحمانه ترین ماه است ، ما هوشیارانه و غمگینانه فکر می کنیم و کمی هم مدرسه ای هستیم. سپس ما بلافاصله می خواستیم خود را لوس کنیم. ما مقاومت کردیم ، از این نگرانی که چنین نمایشی دوست شکننده ما را از مرز عبور دهد.

روز قبل ، ما برای ناهار در Brook Club واقع در خیابان 54 شرقی با دوست دیگری آشنا شده بودیم. در آنجا ، ما با آقایان مو سفید با وصله چشم رو در رو شدیم. ما اولین بار در ماه دسامبر با او روبرو می شدیم ، زیرا او کمی کتاب خواندن با یک چشم را در کتابخانه انجام می داد. باز هم با همان تدبیر آرام ابرو را بالا انداخت. سپس با یکی دیگر از متحرکان که سردار تفنگداران دریایی در جنگ کره بوده است ، چند دستگیره را دستگیره کردیم. او در مورد کنتس ماری داگلاس-دیوید ، که از همدرد خود شکایت می کند ، بسیار داغ بود ، جونج دیوید ، تیراندازی بزرگ یونایتد فناوری. سرلشکر آن را رعد کرد نیویورک پست ستون شایعات آندره پیسر همه چیز را اشتباه گرفته بود و اوایل روز او را صدا می کرد تا همین مقدار را به او بگوید! آقایی که لکه چشمش را جمع کرده بود گفت آدرس باراک اوباما در اوایل آن هفته افسانه بود. سرلشکر گفت که او فکر می کند این سخنرانی گویای کمونیسم است و به وضوح اوباما یک سوسیالیست و در عین حال بسیار روشن است. رکود اقتصادی یا خیر ، مجموعه وسایل نقلیه WASP دست نخورده به نظر می رسید.

بعداً همان روز ، این خبر را شنیدیم که زن جوانی که مد کار کرده بود ، کار و دوست پسر خود را از دست داد و جلوی قطار پرید. ما خودکشی مترو را به گوگل متصل کردیم و متوجه شدیم که دو نفر در روز دوشنبه به مرگ خود پایان داده اند ، یکی از آنها در ایستگاه Borough Hall است.

بازگشت به دوست داربست خیس شده ما. او تماس گرفت تا بگوید دوست دخترش ، که در تجارت هنری کار می کند ، خودش روزهای خوشبختی را سپری کرده بود و بیشتر شب را به دلداری یکی از دوستانش که او نیز از آن خارج بود ، سپری کرد.

او گفت ، احساس می کنم همه جا است ، هفته ذوب شدن در ماه مارس.

ما فکر کردیم آوریل امسال زود است.

نگاه عصبی در چشمان یکی از همکارانمان را به یاد آوردیم که این هفته در یک بار در آن قرار گرفتیم. بعداً از او خواسته شدیم تا درمقابل راهپیمایی خود بررسی کند: OMG! او گفت وقتی آن روز از دفتر خارج می شد ، به انبوه غریبه های آسانسور اعلام کرده بود که احساس می کند مثل یک دیوانه است. او فقط برای یک آبجو در بار مانده بود.

وقتی به خانه رسید ، هم اتاقی اش نوشیدنی مورد علاقه خود را به منهتن پیشنهاد داد. بعد از دو نوشیدن ، او آن را رها کرد.

بنابراین لطفاً در نظر بگیرید: هفته 23 مارس در واقع هفته فروپاشی بود ، هفته ای که مردم دیگر در مورد رکود اقتصادی صحبت نکردند و زندگی داخلی را آغاز کردند. شش ماه گفتگو به یک هفته عذاب بسیار بد تبدیل شد.

همانطور که برای بهبودی به وان می رویم ، لطفاً آزاد باشید و داستان هفته خود را در هفته 23 مارس در زیر با ما در میان بگذارید.



مقالات جالب