اصلی سرگرمی خلاصه فصل 18 سریال ‘Law & Order: SVU’: بنسون و باربا در برابر جهان

خلاصه فصل 18 سریال ‘Law & Order: SVU’: بنسون و باربا در برابر جهان

رائول اسپارزا به عنوان A.D.A. رافائل باربا و ماریسکا هارگیتای در نقش ستوان اولیویا بنسون.مایکل پارملی / NBC



از طریق یک تجاوز جنسی و قتل بسیار نگران کننده ، فصل دو ساعته از SVU با بررسی موضوعات داغ داغ مهاجرت غیرقانونی و همه احساساتی که این موضوع ایجاد می کند ، به برخی از مناطق خیانت آمیز نقل مکان کرد.

برای شکستن پرونده ، هر دو ستوان بنسون و ADA Barba قطب نمای اخلاقی خود را به شدت با چالش مواجه کردند.

این اپیزود با سه مرد نقابدار در میان رعب و وحشت یک خانواده مسلمان در داخل رستورانی که این خانواده در اختیار دارد ، آغاز شد. متجاوزین به هر دو دختر بزرگسال تجاوز می کنند و سپس یکی از آنها را می کشند ، در حالی که پدر پدر خانواده را نیز می کشند. آنها با گذاشتن یک پیام رنگ آمیزی شده با اسپری ، با خواندن مسلمانان باید بمیرند ، استدلال خود را در مورد این حمله شرورانه روشن می کنند.

با ردیابی شواهد بنسون و تیم کشف کردند که شخص دیگری در ساختمان درگیر بوده است و آنها به سرعت می فهمند که این یوسف است که خواهرش مایا به همراه همسر و دخترانش رستوران را اداره می کرده است. وی به کارآگاهان اذعان کرد که در ابتدا به دلیل غیرقانونی بودن در کشور جلو نیامده و همجنسگرا است ، به این معنی که اگر اخراج شود ، احتمالاً کشته خواهد شد.

یوسف پس از کمی متقاعد کردن و برخی تضمین ها مبنی بر اینکه تیم SVU اجازه نمی دهد او را اخراج کنند ، اعتراف می کند که می تواند یکی از مهاجمان را شناسایی کند - یکی از کارمندان سابق رستوران به نام هکتور رامیرز.

متأسفانه ، درست مثل آن ، یوسف توسط افسران اداره مهاجرت و گمرک ، که به سرعت او را از کشور اخراج می کنند ، جمع می شود.

در حالی که تنها شاهد آنها از بین رفته است ، بنسون تصمیم می گیرد مسیر دیگری را طی کند تا به هکتور برسد. او به همسرش تکیه داد ، سولداد گفت که هکتور شب حادثه با او نبود. سولداد حاضر به همکاری نیست بنابراین بنسون دست او را بازی می کند و سولداد را که از السالوادور غیرقانونی است ، به دیپورت تهدید می کند. در حالی که او در حال برقراری تماس است ، سولداد تسلیم می شود و فریاد می زند که هکتور آن شب با او نبود ، بنابراین اکنون هیچگونه خواصی ندارد.

سپس ، کارآگاهان همچنین همراه با پذیرفتن هکتور مبنی بر اعتراف به حضور خود در آن شب ، وی را وادار کردند تا انگشت خود را به همدستان سفیدپوست خود ، که دو نژاد پرست خشمگین به نام های میچل و استیون هستند ، نشان دهد. هکتور می گوید که او آنجا بوده است ، اما او فقط برای سرقت از محل همکاری کرده است ، که دو مرد دیگر مسئول تجاوز و قتل اعضای خانواده هستند.

پس از شهادت هکتور در مقابل هیئت منصفه اعظم ، او توسط یک برتری طلب سفیدپوست دیگر در بیرون دادگاه کشته شد.

با اخراج یک شاهد و کشته شدن شاهد دیگر ، پرونده دو مظنون باقی مانده بسیار ضعیف است ... تا اینکه مایا ناگهان به یاد می آورد چهره میچل و استیون در شب حمله. او در جایگاه شاهد شهادت می دهد که در ابتدا این اطلاعات را ارائه نکرده است زیرا مردان تهدید کرده اند که اگر چیزی بگوید دوباره برمی گردند و او را می کشند ، اما اکنون او احساس قدرت کافی برای انجام این کار را دارد.

سپس او یک بمب را انداخت ، در حالی که هنوز جلوی سالن دادگاه پر از صندلی نشسته بود ، می گوید به بنسون گفت که چهره این مردان را دیده و می تواند هفته ها قبل از مرگ هکتور آنها را شناسایی کند.

وقتی بنسون به باربا گفت که چنین اتفاقی نیفتاده است ، او به نوعی بنسون را تشویق می کند که بگوید این اتفاق افتاده است - به خاطر کنار گذاشتن دو مردی که مرتکب تجاوز و قتل شده اند.

چند لحظه تنش وجود دارد که بنسون موضع می گیرد - آیا او دروغ می گوید یا نه؟ او این کار را نمی کند

بنسون تصمیم می گیرد با استفاده از روشی که به تازگی به کار گرفته است - برای پیگیری همسر یکی از متهمان - با این روش مقابله کند. زن موضع گیری کرده و بی ادبی شوهرش را خرد می کند ، که پس از آن در دادگاه طغیان خشن می کند ، به این ترتیب سرنوشت دو متهم را مهر و موم می کند.

هیجان پیروزی سخت برای بنسون و باربا کوتاه مدت است ، اما وقتی رئیس دودز آنها را نشان می دهد و به آنها اعلام می کند که یک مسجد در شرق هارلم بمب گذاری شده است و پنج کشته برجای گذاشته است. انزجار خاموش اتاق را پر کرده است.

در این دو ساعت مانند فیلم ، بسیاری از قسمتهای متحرک وجود داشت - مورد تجاوز جنسی و قتل که منجر به سوال همه از رهبران دولت ، اظهارنظر در مورد مفهوم شهرهای مقدس شد ، بررسی شرایط کنونی تنش نژادی در ایالات متحده ، و احتمالاً از همه مهمتر ، هر فردی ارزیابی می کند که شخصاً چه کاری می خواهد انجام دهد تا در پارامترهای اخلاقی که برای خود تعیین کرده است ، بماند.

موارد ذکر شده اقدامات باربا است. کنجکاو بود که او بنسون را وادار به دروغ گفتن در مورد تعامل او با مایا کند. اما ، باربا ، همانطور که در گذشته با افتخار اظهار داشته است ، و در طی این پرونده ، یک کوبایی-آمریکایی است. آیا قضاوت وی در محاکمه این جنایت نفرت و این مردان کمی ابری بود؟ شاید ، شاید نه ، اما هر دلیلی که باشد ، این کمی از ذات او خارج می شد. با این حال ، در یک اپیزود اخیر او به برخی معاملات عقب مانده برای محکوم کردن یک مشتری اعتراف کرد - و به دلیل آن تعلیق شد. سخت است باور کنیم که او دوباره با آگاهی دوباره از آن راه می رود. بنابراین برای حفظ باربی که همه ما آن را شناختیم و دوستش داریم ، فرض کنیم این قضیه و فجیع بودن آن ، همراه با بیانیه ای که می خواست برایش محکوم شود ، باعث شد که وی حتی چنین چیزی را پیشنهاد دهد .

و بنسون چطور؟ همه ما می دانیم که دروغ کاری نیست که او همیشه ادعا می کند انجام دهد ، اما در آنجا یک ثانیه ثانیه وجود دارد که شما فکر می کنید ممکن است فقط این کار را انجام دهد ، درست است؟ وقتی او این کار را نکرد کاملاً راحت بود.

اما ، در اینجا به عنوان مدافع شیطان بازی می کرد ، در تمام این مدت زمانی بود که بنسون می توانست برای کمک به پرونده دروغ بگوید. به این فکر کنید - اگر قبل از اینکه سولداد را وارد دفتر کارش کند ، می دانست که واقعاً قصد دارد سولدن را به اخراج تهدید کند ، می توانست آن تماس تلفنی را برقرار کند تا فقط به نظر برسد که با ICE تماس می گیرد. می دانید ، از قبل ترتیب تماس تقلبی با ICE را انجام داده اید كه در آن یك عضو اصلی اس اس یو در انتهای خط قرار داشته است. به نظر می رسد این بیشتر با بنسونی که ما می شناسیم مطابقت دارد ، درست است؟

با توجه به اینکه بنسون تازه در تعقیب و گریز بود تا یوسف را از اخراج اخراج کند ، آن صحنه کمی پیچیده به نظر می رسید. بنابراین او می خواهد یک مرد را برای کمک به پرونده خود از اخراج اخراج کند اما هیچ گونه اعتصابی در مورد اخراج این مادر ندارد؟ اوه بله ، او تهدید به اخراج سولداد برای کمک به پرونده اش شد. بنابراین واقعاً به نظر می رسید که هر عملی مربوط به پرونده اش است ، لعنت بر همه چیز دیگر. همه ما می دانیم که بنسون سخت تلاش می کند تا پرونده خود را مطرح کند و نسبت به آنچه که برای این خانواده مسلمان اتفاق افتاده ابراز ناراحتی می کند ، اما باور کردن اینکه این راهی است که برای گرفتن محکومیت مورد نیاز خود طی می کند کمی دشوار است.

حداقل در این قسمت نفرت انگیزی از نفرت وجود نداشت. وقتی یکی از قاتل / تجاوزگران می گوید ، و کاملاً با افتخار ، مکزیکی ها عاشق تکیلا و تجاوز به عنف هستند. فقط از رئیس جمهور بپرسید ، درک اینکه چگونه به اینجا رسیده ایم چندان سخت به نظر نمی رسد.

و ، عنصر دیگری که اصلاً به هم ریخته نبود ، پیش فرض اصلی این قسمت بود - اینکه در این کشور هرج و مرج وجود دارد و متاسفانه به نظر می رسد این امر طبیعی جدید است.

مانند زندگی ، هیچ نتیجه گیری منظمی برای این قسمت وجود ندارد SVU . آخرین خط در مورد بمباران مسجد نشان می دهد که متأسفانه این جهانی است که ما اکنون در آن زندگی می کنیم.

همه اینها را می توان از طریق یک میلیون روش مختلف بررسی کرد و همه آنها یادآوری دردناکی است که در حال حاضر ، در این عصر ، به راحتی صلح برقرار نیست. نفرت واقعاً وجود دارد.

با نگاهی به آن به طور کلی ، می توان گفت که موضوع فصل 18 این فصل است SVU به نظر می رسد حول موضوعات اخلاقی و اخلاقی و تغییر الگوی آشکار در این زمینه ها متمرکز شده است که با گذشت هر روز به تکامل خود ادامه می دهد. اینها موضوعات سختی برای گفتگو است ، اما اگر امیدی به آینده داشته باشیم باید این موارد را داشته باشیم. و اگر یک چیز وجود دارد که 18 فصل آن است SVU به ما آموخته است ، این همیشه جای امیدواری است

بنابراین ، در حال حاضر ، آن برای فصل 18 از تمام و خارج شده است قانون و نظم: SVU . به فصل 19.



مقالات جالب