اصلی سرگرمی خلاصه داستان ‘قانون و نظم: SVU’ 18 × 10: برای 400مین قسمت آن ، یک مادر یک داستان

خلاصه داستان ‘قانون و نظم: SVU’ 18 × 10: برای 400مین قسمت آن ، یک مادر یک داستان

ماریسکا هارگیتای در نقش ستوان اولیویا بنسون.عکس از: مایکل پارملی / NBC



مانند قانون و نظم: SVU 400 امین قسمت خود را جشن می گیرد ، این کار را با روایتی انجام می دهد که نمونه ای از دلیل طولانی بودن این سریال را نشان می دهد.

این داستان خاص ، گرچه از نظر اکشن سنگین نبود ، اما دارای نوعی از تفاوت های ظریف بود که اغلب در این سری رویه ها نفوذ می کند ، به گونه ای که نمایش های زیادی نمی توانند به نمایش درآیند. و ، دلایلی برای آن وجود دارد.

در حالی که در پشت یک SUV بود ، لوک کلر جوان با عصبانیت سعی می کند به مادرش برسد. او از نظر مزمن ناموفق است زیرا همه تماس هایش مستقیماً به پست صوتی می رود. در یک پیام فوری ، لوک توضیح می دهد که او با پدرش درگیر شده و به خانه خود می رود.

با رسیدن به جای مادرش ، لوک با شنیدن صدای گریه مادرش ، خودش را رها می کند و آشفته می شود.

او سریع 9-1-1 را شماره گیری می کند ، اما در حالی که این کار را انجام می دهد ، تفنگ شکاری را گرفته و صدا را دنبال می کند.

به محض ورود به آشپزخانه ، مادرش را می بیند که پشت میز با فردی پشت سرش خم شده است. او به پسرش نگاه می کند و فریاد می کشد ، ‘راهنما! او مرا تجاوز می کند! '

لوک اسلحه را شلیک می کند.

پس از تیراندازی ، تیم SVU درگیر پرونده است. به سرعت فهمید که مرد مرده بهترین دوست لوک است ، تری.

وقتی بنسون از مادر لوک ، دکتر نیکول کلر س questionsال می کند - بله ، او یک روانپزشک است - او می گوید از آنجا که تری سه دوست پسرش بود ، او را به خانه راه داد و از حمله به او تعجب کرد.

بعد از اینکه رولینز و فین چند عکس از نیکول و تری را در رختخواب پیدا کردند ، او ادعا می کند که او را تعقیب می کند و در حالی که خوابیده بود برای گرفتن عکس به اتاقش فرو می رود.

با گودبرداری بیشتر ، بنسون و تیم پسر دیگری را به نام ایتان پیدا می کنند که می گوید با نیکول نیز رابطه داشت. او البته همه اینها را انکار می کند.

در دادگاه ، وكیل مدافع جان بوكانان به دنبال لوك در جایگاه می رود و او را وادار می كند كه اذعان كند كه از ADA Barba معامله می كند - زمان شهادت برای زندان نیست. اما ، لوک در موضع حلیم است و واقعاً مادرش را درگیر نمی کند.

تقریباً بلافاصله پس از موضع گیری در دادگاه و تلاش برای رد ادعاهای باربا مبنی بر اینکه با ترای رابطه داشت ، نیکول متوجه شد که پرونده وی به جنوب می رود و اعلام کرد که می خواهد شهادت خود را تغییر دهد - و حقیقت را بگوید.

حالا ، نیکول اعتراف می کند که او با تری رابطه جنسی داشته است ، او فریاد نمی کشد که در آشپزخانه مورد تجاوز قرار گرفته و فقط پس از این واقعه برای اینکه پسرش به خاطر تیراندازی به تری به زندان نرود ، فقط برای تجاوز به گریه گریه کرده است. سپس می گوید پسر خودش جذابیت عاشقانه ای به او دارد. او در دادگاه به لوک فریاد می زند که متاسف است ، همه تقصیر اوست ، او مسئول تیراندازی و کشتن تری است.

بنسون و تیم متوجه می شوند که نیکول پسر خودش را دفن می کند تا در پرونده او تردید معقولی ایجاد کند.

با توجه به پذیرش مادرش ، لوک تصمیم می گیرد که می خواهد در این تیراندازی مقصر شناخته شود اما بنسون با کودک فوق العاده درگیری درباره همه چیز صحبت می کند.

بعد از این ، لوک موضع می گیرد و با اعتماد به نفس زیادی می گوید که او به Trey شلیک کرد زیرا مادرش درست به چشمانش نگاه کرد و کلمات را گفت ، کمک! او مرا تجاوز می کند.

هیئت منصفه تصمیم می گیرد که نیکول از همه نظر مقصر باشد - تجاوز به یک قتل جزئی و درجه 2. همانطور که او را بیرون می کشد ، او به پسرش فریاد می زند که او را دوست دارد و هنوز مادرش است.

به عنوان جشن 400 اپیزود ، خلاقیت پشت صحنه SVU می توانست این قسمت را با بارگذاری آن با ستارگان مهمان و تماس های واضح با داستانهای گذشته و لحظات شخصیت ها تقویت کند ، اما در عوض کاری که آنها کردند این بود که نشان می دهد روابط پیچیده ، یک جرم و عواقب بعد از آن جرم به هم ریختگی دارند و این تأثیرات طولانی مدت بر همه افراد درگیر ، از جمله کارآگاهان خواهد داشت.

همه اینها در زندگی بسیار صادق است و برای مجموعه ای که به نظر نمی رسد هرگز از واقعیت دور نشود ، احتمالاً بهترین راه برای بزرگداشت این نقطه عطف است.

از نکات برجسته این قسمت می توان به دیدن بسیاری از بنسون و فین در کنار هم اشاره کرد و درک آرام این دو نفر 17 سال در کنار هم بوده اند که این خود یک کار بزرگ است. حالا اضافه کنید که آنها تمام مدت در جنایات جنسی کار کرده اند ، جایی که میانگین اقامت حدوداً دو سال است و این بسیار ستودنی تر می شود. این یک مشارکت واقعی در آنجا است.

بهترین تعویض این قسمت وقتی رقم خورد که باربا ، وقتی لوک مادرش را در هنگام دادگاه در آغوش می گیرد ، می گوید ، بچه بیچاره نمی داند او را دوست دارد یا از او متنفر است ، که بنسون پاسخ می دهد ، دشوار است که از مادر خود دست بکشی ، مهم نیست چقدر بیمار است

این بیانیه ای است که روابط بسیاری از مواردی را که بنسون مشاهده کرده است منعکس می کند ، و همچنین می تواند به عنوان اشاره ای کم اهمیت به رابطه اولیویا با مادر خودش ، سرنا ، الکلی که هنگام مستی درگذشت و از پله ها افتاد

این برخوردهای اولیویا با لوک در طول دادگاه دارد ، خصوصاً وقتی که او برای گفتگو درباره احساسات متناقض خود درباره مادرش با او تماس می گیرد. در این صورت او پیشنهاد می کند تا با دادن چیزی برای خوردن غذا به نیازهای اساسی او رسیدگی کند اما او به سرعت به دنبال رفع نیازهای عاطفی او می رود و توصیه های مادرانه ای را ارائه می دهد که والدین خودش نمی توانند یا نمی توانند به او بدهند.

این صحنه به طور خاص در کل موضوع از ضربه قانون و نظم: SVU ، که مراقبت از قربانیان است و ستوان اولیویا بنسون به عنوان محافظ مادرانه. او سالهاست که این کار را برای دیگران انجام می دهد و در یک پیچ و تاب که فقط مجموعه ای که در طول عمر خود رشد می کند و تغییر می کند می تواند انجام دهد ، اکنون این کار را برای پسر خودش نیز انجام می دهد.

بنابراین ، 18 سال و 400 قسمت وجود دارد - همه با ترکیبی از موارد جذاب و احساسی ، مبارزات شخصی قربانیان هنگام بهبودی و مقامات حساس اجرای قانون که نه تنها به دنبال عدالت هستند بلکه راحتی و حمایت را فراهم می کنند. همچنین.

اینها همه داستانهایشان است.

در اینجا 400 مورد از آنها وجود دارد ، و امیدوارم که تعداد بیشتری از آنها در آینده بیایند.



مقالات جالب