اصلی سلامتی من اضطرابم را با استفاده از تکنیک اولیویا بنسون درمان کردم

من اضطرابم را با استفاده از تکنیک اولیویا بنسون درمان کردم

زندگی خود را تجزیه و تحلیل کنید و هر آنچه باعث اضطراب شما می شود را از بین ببرید.Unsplash / سینتیا ماگانا



آیا نمایشی وجود دارد که آنقدر بزرگ شدن را تماشا کرده باشید که شخصیت ها عملاً اعضای خانواده باشند؟

برای من ، آن نمایش بود قانون و نظم SVU . من قسمت به قسمت درخشش SVU را تماشا می کردم ، تا اینکه هر قسمت از سریال را چندین بار تماشا کردم.

در گذشته، SVU احتمالاً بهترین برنامه برای تماشای یک کودک 12 ساله نبوده است ، اما به من درک کرده است که چگونه می توانم استرس و اضطراب خود را درمان کنم ، بنابراین حدس می زنم که خیلی بد نبود.

اولیویا بنسون ، کارآگاه اصلی زن و بد همه جانبه ، شخصیت محبوب من بود. Ice-T با توانایی تکان دهنده خود در حیرت زده شدن حتی توسط کوچکترین جزئیات ، ثانیه دوم بود اما اولیویا بهترین بود.

بنسون همیشه شرور را پیدا می کرد. او سخت ، احساساتی و خشن بود. سبک او اغلب خلاف عرف بود. او از نظر عاطفی به قربانیان وابسته می شود. او درمورد اینکه چه کسانی هستند و در چه شرایطی زندگی می کنند یاد می گیرد. او همه چیز را در مورد زندگی آنها می دانست تا بتواند پرونده را شکسته کند.

استراتژی او عینی نبود. غوطه ور بود اگرچه این امر گاهی اوقات برای اولیویا مشکلاتی ایجاد می کرد ، او همیشه مرد بد را پیدا می کرد.

ممکن است بپرسید که این ارتباط چگونه به بهبود اضطراب شما مربوط می شود. برای حل پرونده (یعنی درمان اضطراب خود) ، شما باید مانند اولیویا باشید. شما باید جزئیات زندگی خود را تجزیه و تحلیل کنید تا مقصر اضطراب خود را کشف کنید.

اکثر افراد نمی توانند استرس و اضطراب خود را درمان کنند زیرا معتقدند این از کنترل آنها خارج است. شاید شما معتقدید که این یک حکم مادام العمر است و برای جلوگیری از آن نمی توانید کاری انجام دهید. شما به جای تجزیه و تحلیل موارد موجود در محیط خود که می تواند باعث عدم تعادل شود ، به طور باطنی می اندیشید که چرا برای حمل این بار انتخاب شده اید.

با پیروی از اولیویا ، می توانید دیگر نگرانی خود را به عنوان چیزی که خدایان به شما تحمیل کرده اند متوقف کنید و عمیقاً به زندگی خود نگاه کنید تا دریابید چه ورودی هایی باعث خروجی منفی می شود و سپس برای از بین بردن آنها اقدام کنید.

این همان چیزی است که من آن را تکنیک اولیویا بنسون می نامم. این امر مستلزم این است که شما نگاهی عمیق به همه چیزهایی که وارد زندگی خود می کنید - غذاها ، موسیقی ، تلویزیون ، نوشیدنی ، کتاب و غیره - برای برجسته کردن اینکه ممکن است باعث احساسات منفی شما شود ، داشته باشید.

علت اضطراب را معمولاً می توان با مشاهده چگونگی زندگی خود و از بین بردن هرچیزی که باعث عدم انطباق شود ، یافت.

استراتژی اولیویا بنسون به من کمک کرد تا بزرگترین عوامل استرس زا را تعیین کنم ، که منجر به این شد که بتوانم اضطرابم را بدون دارو درمان کنم. من دیده ام که بسیاری از افراد از این روش استفاده می کنند و نتایج مشابه من را دارند ، اما به هیچ وجه تنها روش بهبودی نیست.

آن را تست کنید و ببینید آیا برای شما مناسب است یا خیر. کنترل سلامت روان خود را در دست بگیرید. شما همه ابزارهای لازم را برای شروع احساس بهتر و داشتن زندگی کامل در اختیار دارید.

تکنیک

شما به عنوان یک محقق زندگی داخلی خود ، باید مایل باشید بی رحمانه همه چیزهایی را که مصرف می کنید تجزیه و تحلیل کنید تا مقصر را پیدا کنید. آنچه در بدن خود قرار می دهید منجر به خروجی خاصی می شود.

روند اولیویا بنسون به شما کمک می کند تا به طور عینی به ورودی های خود برای برجسته کردن زمینه های زندگی خود که در انطباق نادرست هستند و بنابراین باید حذف شوند ، نگاه کنید. وقتی ورودی یا استرس زنی پیدا کردید که دیگر در خدمت هدف شما برای زندگی کامل نیست ، آن را به مدت هفت روز حذف کنید. پس از یک هفته بدون آن ، به آرامی شروع به بازگرداندن آن به زندگی خود کنید.

یک کاغذ بیرون بیاورید. چهار خط بکشید و در بالای هر ستون یک موضوع دسته بندی کنید (در زیر ذکر شده است). اکنون ، هر یک از مواردی را که در آن دسته از دسته بندی های موجود در حال حاضر به طور ثابت مصرف می کنید ، لیست کنید.

گرانول شوید هر چیز و هر چیزی را که مصرف می کنید لیست کنید. نگران نباشید آیا فکر می کنید این مسئله می تواند باعث ایجاد اضطراب شود یا خیر. فقط آن را لیست کنید.

اکنون که لیست ورودی های خود را دارید ، شروع به آنالیز می کنید که آیا این ورودی ها می توانند باعث ایجاد استرس یا اضطراب شوند. زیاد تجزیه و تحلیل نکنید. با روده برو

ببینید آیا می توانید هفت روز کامل این ورودی ها را از زندگی خود حذف کنید. بعضی اوقات چیزهایی که ما مصرف می کنیم قابل حذف نیستند (تبلیغات در رفت و آمد ما ، ایمیل برای محل کار و غیره) و این اشکالی ندارد ، اما از اینکه این ورودی ها چگونه روحیه شما را تحت تأثیر قرار می دهند آگاه باشید.

هنگامی که چند مورد را برای حذف انتخاب کردید ، آنها را روی یک کاغذ بنویسید و در جایی آویزان کنید تا هر روز صبح آن را ببینید.

نوع حرفه ای: سه تا پنج دوست خود را برای همراهی در این سفر ثبت نام کنید. به آنها بگویید چه چیزی را رها می کنید و از آنها بخواهید که شما را مسئول بدانند.

پس از پایان هفته ، بررسی کنید که آیا حذف این ورودی ها تغییری در سطح اضطراب شما ایجاد کرده است. در این صورت ، آنها را کاملاً بردارید. در غیر این صورت ، به آرامی آنها را دوباره معرفی کنید و از این موضوع آگاه باشید که آیا آنها شروع به تأثیر بر اضطراب شما می کنند یا خیر. اگر چنین شد ، طولانی فکر کنید که آیا می خواهید آنها را در زندگی خود حفظ کنید.

این تمرین را هر هفته ادامه دهید. سعی کنید چیزهایی را که فکر نمی کنید تأثیری داشته باشد ، کنار بگذارید. ترکیبات مختلف را امتحان کنید.

بی رحم باشید هیچ ورودی در اینجا مقدس نیست. اگر می خواهید زندگی فراتر از اضطراب داشته باشید ، مجبور خواهید شد چیزی را کنار بگذارید.

بگذارید این را از شما بپرسم: زندگی آرام برای شما چه ارزشی دارد؟

امیدوارم ارزش همه چیز را داشته باشد. اگر چنین است ، از آنچه می خواهید بترسید. در عوض ، به زندگی خود بدون اضطراب و لذت و زیبایی که به ارمغان می آورد ، فکر کنید.

دسته بندی ها

لیست زیر دسته ها جامع نیست ، اما پایگاه خوبی را برای شروع تجزیه و تحلیل فراهم می کند. در صورت امکان دسته های خود را اضافه یا کم کنید.

چی میخوری

من به طور منظم گلوتن ، دفتر خاطرات و شکر مصرف می کردم. من هرگز فکر نمی کردم که آنها بر میزان اضطراب من تأثیر بگذارند. با این حال ، یک بار که آنها را به مدت هفت روز خارج کردن از رژیم غذایی ام آزمایش کردم ، سپس دوباره به آرامی دوباره آنها را معرفی کردم ، متوجه شدم آنچه می خورم باعث التهاب و اضطراب بدن من شده است.

از آن زمان ، تقریباً تمام قند ، لبنیات و گلوتن را از رژیم غذایی خود حذف کردم.

شما به طور مداوم چه چیزی را مصرف می کنید؟ آخرین باری که به مدت هفت روز آن را از رژیم غذایی خود حذف کردید کی بود؟

چه مینوشی؟

الکل و قهوه دو عامل اصلی مایع در اضطراب مزمن هستند.

شخصاً مجبور شدم هر دو را برای مدت یک ماه حذف کنم تا به سطح شفافیت ذهنی برگردم. بعد از 30 روز دوری از آنها ، من با احتیاط دوباره آنها را معرفی کردم ، و درک کردم که آنها باعث اضطراب می شوند.

این یک درک حیاتی است که باید در سفر به سلامت کامل روان داشته باشید. اکثریت قریب به اتفاق علائم شما را می توان به چیزی منتقل کرد که در محیط زندگی خود آورده اید ، نه چیزی که از نظر داخلی برای شما اشتباه باشد.

اگر مبتلا به آنفلوانزا هستید ، به دلیل یک مشکل ارثی ذاتی و طبیعی که به داروهای پیشرفته و سالها تاریکی احتیاج دارد ، آن را گچ نمی کنید. نه ، چیزهای واضح را می دیدید ، مقداری دارو می خورید ، کمی استراحت می کنید و مایعات زیادی می نوشید. سرانجام سلامتی شما برمی گردد و می توانید پیش بروید.

چرا به طور متفاوتی با سلامت روان رفتار می شود؟ به محض شروع درمان اضطراب و سایر بیماری های بهداشت روان به عنوان بیماری ، شاهد کاهش مداوم موارد مزمن خواهیم بود.

شما قدرت بهبودی دارید. کنترل را به دست گرفتن. خود را در جزئیات زندگی خود غرق کنید و علف های هرز را که ناسالم خاک را حفظ می کند ، از بین ببرید.

به چه چیزی گوش می دهید؟

من به چی گوش میدم؟ چه تاثیری می تواند بر استرس و اضطراب من بگذارد؟

من وقتی یک مربی به من گفت همان چیزی را فکر کردم که آنچه از طریق گوش و چشم وارد می کنم برای سلامت روان من به همان اندازه مهم است که از دهانم وارد می کنم. من هرگز به این فکر نکرده ام که کتابهای صوتی ، پادکست ها و موسیقی هایی که مصرف می کنم با بزرگترین هدف من مطابقت داشته باشند یا نه.

وقتی در زندگی خودم شروع به حفاری علف های هرز کردم ، فهمیدم که هر روز از کار و از کار مشغول گوش دادن به همان انواع کتاب های تجاری هستم. خود این کتاب ها حاوی هیچ چیز مضر و منفی نبودند ، اما این واکنش من نسبت به آنها بود که باعث ایجاد استرس و اضطراب زیادی شد. من به طور مداوم احساس می کردم که به اندازه کافی کار نمی کنم ، لازم است که بهره وری بیشتری داشته باشم و باید موفق تر باشم.

این شروع به تخلیه انرژی من کرد و باعث افزایش شک و نگرانی در مورد آینده من شد.

نیاز من برای موفقیت کمک بزرگی به اضطرابم کرد. بعد از نوشتن تمام ورودی هایی که گوش می دادم ، سرانجام فهمیدم که کتاب های کمک به خود و نیاز مداوم به اطلاعات بیشتر در واقع به رشد من لطمه می زند.

من کاملاً از این نوع اطلاعات صرف نظر نکرده ام ، اما مصرف خود را به شدت کاهش داده ام. من آگاه شده ام که آنچه گوش می دهم می تواند تأثیر اساسی بر وضعیت روانی من در کل روز داشته باشد ، بنابراین من در مورد آنچه که اجازه می دهم بسیار استراتژیک هستم.

آیا آنچه هر روز گوش می دهید باعث بهتر شدن یا بدتر شدن شما می شود؟

به چی نگاه میکنی؟

ساعتهای متوسط ​​آمریکایی پنج ساعت تلویزیون در روز . اکنون ، من سعی نمی کنم به شما بگویم که چگونه زندگی خود را زندگی کنید ، اما تلویزیون برای خوشبخت کردن شما ایجاد نشده است. این یک صنعت چند میلیارد دلاری است که برای جلب توجه شما و جلب توجه شما طراحی شده است.

در کجای زندگی خود انتظاراتی دارید که به نظر می رسد هرگز برآورده نشده است؟ برای من ، این موفقیت حرفه ای من بود. من می خواستم مثل هاروی اسپکتور باشم ، ثروتمند ، قدرتمند و با روح و روان. بررسی واقعیت: زندگی به این صورت نیست.

جریان مداوم تلویزیون که من مصرف می کردم فقط باعث پیشرفت این ایده آل در زندگی کامل و همچنین دور کردن من از انجام کارهای ارزشمند با وقتم می شد.

اگرچه تلویزیون عالی در خارج از کشور وجود دارد ، اما سعی کنید بین نمایش هایی که تماشا می کنید و انتظارات شما در زندگی واقعی همبستگی داشته باشد. اطمینان حاصل کنید که آنچه مشاهده می کنید واقعیت شما را بدتر نمی کند.

به عنوان مثال ، من یک مشتری داشتم که با ماندن در روابط خود مشکل بزرگی داشت. پس از پنج ماه در هر رابطه ، او خسته می شود ، به نقصی اشاره می کند که نمی تواند با آن زندگی کند و از او جدا می شود.

هنگامی که ما برای اولین بار تکنیک اولیویا بنسون را برای کشف عوامل استرس زای پنهان انجام دادیم ، او فاش کرد که او شبانه چهار تا پنج ساعت تلویزیون تماشا می کند. هر نمایشی که او تماشا می کرد زنان بی نقص و بی نقصی را به تصویر می کشید.

هر چه بیشتر عمق می کردیم ، فهمیدیم که او انتظارات غیرواقعی از زنان دارد. او ناخودآگاه واقعیت را براساس آنچه در تلویزیون می دید قضاوت می کرد و قبلاً هرگز متوجه این موضوع نشده بود.

این درک به او کمک کرد تا از مکان های دیگر زندگی خود که سعی در تطبیق آن با صفحه نمایش دارد آگاه شود.

بی رحم باشید اگر باعث ایجاد زمینی و شادی بیشتر نمی شود ، آن را برش دهید. ارزشش را ندارد ساعات اضافی را با هدف خود یا با افرادی که دوستشان دارید کار کنید. اینها مواردی است که باعث می شود شما زندگی کاملی داشته باشید.

چی میخونی؟

شبیه گوش دادن ، سفر من از اضطراب من را ملزم می کرد آنچه را می خوانم کاملاً تغییر دهم. قبل از آنکه عوامل محرک خود را آنالیز کنم ، فقط در حال خواندن کتاب های تجاری و وبلاگ ها بودم و تمام وقت آزاد خود را در شبکه های اجتماعی می گذراندم.

من دائماً اطلاعاتی را مصرف می کردم که مرا به بیشتر کارها ترغیب می کرد یا اگر فقط بیشتر کار می کردم یا این هک جدید را امتحان می کردم ، می توانم بیشتر باشم.

طاقت فرسا بود و احساس ناراحتی و اضطراب در من ایجاد کرد.

پس از استفاده از تکنیک اولیویا بنسون ، مطالعه کتاب های تجاری را متوقف کردم و حساب های اجتماعی خود را پاک کردم. حتی اگر ترس از دست رفتن شدید بود ، من می دانستم که باید از ذهنیت کمبود عبور کنم و فهمیدم که پاسخ به عمیق ترین س myالات من در آنجا وجود ندارد.

من شروع به جمع آوری کتابهایی درباره ذهن آگاهی و معنویت کردم. من کتابهایی در مورد تاریخ می خوانم. من کتابهای قدیمی را برداشتم که هیچ کس در مورد آنها صحبت نمی کرد. من خودم را مجبور کردم این ترس را داشته باشم که همه چیزهای درستی می خوانند و من نیستم.

این کار سختی بود و من هنوز هم وقتی با یک بارنز و نوبل راه می افتم و قسمت جدید و قابل توجهی را می بینم که بخاطر نخواندن همه کتابهای روی میز احساس گناه می کنم با این مسئله دست و پنجه نرم می کنم. اما در آن لحظات است که من به لحظه فعلی می رسم و خودم را در دانش عمیق قرار می دهم که همه بزرگترین س lifeالات زندگی پاسخ روشنی ندارند و آنها باید زندگی کنند ، همانطور که ریلکه گفت.

سوالات خود را زنده کنید دست از تلاش برای یافتن آنها در کتاب بردارید. بهبود شما با خواندن آخرین کتاب در مورد بهره وری حاصل نمی شود.

آن را در عمل قرار دهید

آخرین باری که از همه چیزهایی که روزانه مصرف می کنید آخرین بار موجودی شما چه زمانی بوده است؟

من هرگز چنین تمریناتی را انجام نداده بودم. فکر کردم جواب درمان اضطرابم خارج از توان من است. افتادن در این دام کار آسانی است ، اما با استفاده از تکنیک اولیویا بنسون ، نوشتن تمام مواردی که مصرف می کنید و بی رحمانه از بین بردن تمام ورودی هایی که باعث ایجاد آرامش و فراوانی در زندگی شما نمی شوند ، متوجه خواهید شد که قدرت خود را شفا دهید.



مقالات جالب