اصلی تلویزیون ‘How To Get Away With Murder’ خلاصه 2 × 13: Bad Something Bad Happened ’

‘How To Get Away With Murder’ خلاصه 2 × 13: Bad Something Bad Happened ’

آلفرد انوخ در چگونه با قتل دور شویم .(عکس: Richard Cartwright / ABC)



تمام چیزی که می خواهم بگویم این است: کمربندهای خود را ببند ، زیرا این قسمت از چگونه با قتل دور شویم دیوانه بود قسمت امشب با صحبت وی با درمانگر كه او را در بخش روانپزشكی قرار داده و لورل از آنالیز بازجویی می كند كه آیا مادر مادرش را كشته است یا نه. ما ده سال به عقب برمی گردیم ، وقتی سه مأمور ICE در را می زنند ، نزد وس و مادرش کارت بازی می کنند. مادر وس را بردند. بعداً او را در اتاق بازجویی با شریک زندگی و عاشق سابق آنالیز می بینیم. طرح ضخیم می شود. در دفتر مرکزی ، همان اتاق نشیمن آنالیز ، تیم در حال بحث درباره این است که در مورد این مسئله فیلیپ چه کاری انجام دهد. او ویدئوی دیگری را ارسال کرده است ، این بار مایکل و کالب را می بوسند. همه به طور منطقی از بین رفتند و گریه های نگران کننده آنها به درجه تب رسیده است. آنالیز تصمیم می گیرد که به اندازه کافی کافی است و لپ تاپ را از کانر می خواهد. او آن را به دفتر دستیار دادستان منطقه می برد و به او می گوید فیلیپ به شهر برگشته است ، و مدارک را روی لپ تاپ دارد. نکته مهم این است که او از شب و درگذشت وکیل دادگستری برای خود و تیمش مصونیت می طلبد. در عوض ، پشت سر او ، او حکم بازرسی را صادر می کند. خوشبختانه ، نیت از این موضوع آگاه شده و به او نکاتی را می گوید. او می گوید آنها در حال بازی تو هستند ، آنالیز. خیلی دی جی خالد از او. کلید اصلی آنچه بعد اتفاق می افتد چیزی باورنکردنی نیست.

آنالیز ، در حالی که با بانی تلفنی بود ، به او و تیم دستور می دهد تا پرونده ها را قبل از آمدن پلیس خرد کنند. ADA به او یادآوری می کند که دستکاری در شواهد قبل از اجرای معتبر دستور بازرسی جرم محسوب می شود. این کجا میره ؟؟ او چه جهنمی می کند ؟؟ فرانک به میکائلا می گوید که در آن روز به دنبال کدام قاضی است که برای صدور حکم اضطراری فراخوانده می شود. او به او می گوید. او به او می گوید که در آن روز قاضی چه کسی را برای کارمند در اختیار دارد ، جستجو کند. کانر با پلیس تماس می گیرد ، شخص دفتری را جعل می کند و اجازه می دهد تا پرونده را ادامه دهد. اندکی بعد ، پلیس می رسد. بانی با کسی تماس می گیرد تا اعلام کند که در حال بازرسی غیرقانونی محل است. قاضی هرگز حکم را امضا نکرد؟ او با هوای تعجب مسخره و چشمک چشمکی از او می پرسد. باور نکردنی. مواردی از این دست دقیقاً به همین دلیل است که من این نمایش را دوست دارم. Annalize یک مغز متفکر مطلق است: یا من از الاغ شما به دلیل سو ass استفاده از قدرت شکایت می کنم ، یا شما به من مصونیت می دهید و مدارکی را که می خواهید در آن رایانه پیدا می کنید. او به ADA می گوید. وای.

در طول این قسمت ، ما به دوران بارداری آنالیز می پردازیم. او به وضوح درگیر یک کار شیطانی مربوط به مادر وس است. ما فقط هنوز میزان کامل آن را نمی دانیم. در حال حاضر ، لورل در حال خواستگاری وی است که از او می خواهد با او به آنالیز برود و در جایی که با قاتل دیوانه فیلیپ شل است در امان نیست. او می گوید که در هیچ کجا امن نیست و دستور می دهد که او برود. لورل به آنالیز می رود تا آشر با لباس اژدها در را باز کند و به او لقمه پیتزا بدهد. این باند بیشتر همه در آنجا هستند: کانر ، اولیور ، میشائلا ، لورل و آشر. فرانک و بانی با هم در یک میله بیرون هستند و عکسهای مهیب می خورند. در پایان ، بانی می گوید در حالی که آنها عینک را چنگ می زنند ، با اشاره به احتمالات اینکه الف) فیلیپ ممکن است همه آنها را بکشد یا ب) اینکه همه آنها دستگیر شوند ، اشاره می کند.

زمان فلش بک آنالیز و حوا در حال دعوا هستند ، وقتی حوا گفت که باید با رز ، مادر وس صحبت کند. آنها دوباره به اتاق بازجویی رفته اند و رز گفته است که می داند از طرف آنالیز تهدید به اخراج یا بدتر از آن شده است. رز موافقت خود را برای شهادت دادن اعلام کرد ، و از بازداشت برای یک جوان ، غمگین ، ترسیده و گیج آزاد شد. وس کنونی در آپارتمان خود است و در حال بررسی بیشتر پرونده مادرش است. او به سمت آنالیز حرکت می کند و به خودش اجازه می دهد وارد شود. اگر این کسی باشد که برهنه را نیز ببینم ، الاغم را خندان خواهم کرد. وس شروع به جستجوی چیزهای آنالیز روی میز خود می کند و با کاغذی روبرو می شود که لورل دریافت که از کودک وس به عنوان مظنون احتمالی مرگ مادر خودش نام برد. ما دوباره او را در کودکی می بینیم که چاقوی خونینی را در دست گرفته و مادرش هوا را روی زمین نفس می زند. آیا این واقعی است؟

آنالیز دوباره با دستیار دادستان منطقه بازگشته است ، که می داند در مورد شب D.A س questionsال می کند. به قتل رسید شما باید نویسنده باشید ، او به او تف می کند ، شما در ساخت داستان مهارت دارید. او می رود ، به خانه اش می رود و به تیم (منهای وس ​​، بانی و فرانک) می گوید که همه آنها در مورد مرگ DA مصونیت دارند ، اما تأکید می کند که چقدر مهم است که هیچ کس در مورد این. وس با کاغذی که از او به عنوان مظنون در مرگ مادرش نام می برد در نزد درمانگر خود است. او اصرار دارد یادش می آید که با چاقو بالای سرش ایستاده است. او می گوید که این می تواند یک خاطره نادرست باشد که توسط وی ایجاد شده است به عنوان روشی برای کنار آمدن با آسیب و تلاش برای درک همه چیز. وس به درمانگر خود می گوید که معتقد است ممکن است واقعاً این کار را کرده باشد و کسی این کار را برای او پوشانده باشد. طبیعتاً ، درمانگر او فکر می کند که این غیرممکن است.

لورل در دفتر آنالیز ، با او در مورد بی تفاوتی نسبت به وس مواجه می شود. او از میان اشک گفت ، من می دانم که تو و فرانک با مردم چه می کنی. Annalize از او التماس می کند که دقیقاً منظورش را از این حرف بگوید. لورل امتناع می کند و به راحتی می گوید قبل از ترک اتاق (در مورد وس ،) دیگر من نیستم. تقصیر توست. وس در دفتر درمانگر است در حالی که صحنه های روزی که مادرش درگذشت را به عقب و جلو می برد. او آنها و وسایلشان را داخل اتومبیل خود کرد و در حال فرار بود که وس از ماشین بیرون پرید. کودک وس را می بینیم که در حال فرار به آپارتمانش است در حالی که مادرش آنجا خونین خوابیده و چاقو هنوز در گردن او است. سپس آنالیز باردار (!!!) را مشاهده می کنیم که با عصبانیت از آپارتمان فرار می کند.

لورل و فرانک اکنون در زیرزمین آنالیز هستند و لورل در حال پایان دادن به کارها با او است. او نمی تواند اداره کند که او یک دختر بی گناه را کشت. دوربین از آنها دور می شود و به یک قفسه می رود ، جایی که می بینیم نوعی دستگاه ضبط ، ضبط صدا از مکالمه آنها است. همچنین ما یک دستگاه یکسان را روی میز می بینیم که آنچه را که به بانی گفته می شود منتقل می کند. در یک بازگشت به عقب ، می بینیم که آنالیز مطلع شده است که رز سعی کرده است محل زندگی خود را ترک کند ، اما دوباره در آپارتمان خود است. آنالیز به آنجا می رود و یک درگیری لفظی در می گیرد. رز اصرار دارد که آنالیز نمی داند [چارلز ماهونی] توانایی چه کاری را دارد. به نظر می رسد او به طور فزاینده ای ناامید شده است ، و در نهایت خود را در گردن خود خنجر می زند. واضح است که شوکه و متزلزل است ، شماره 911 را شماره گیری کنید ، اما تماس را از طریق تلفن ارسال نمی کند. در عوض ، او به طرز عجیبی از صحنه فرار می کند. وسگ جوان مادر در حال مرگ خود را پیدا می کند ، چاقو را از گردن او بیرون می آورد و بالای سر او می ایستد. او شماره 911 را می گیرد و می گوید ، وقتی مادرش روی زمین نفس نفس می زند ، اتفاق بدی افتاد.

به امروز برگردیم ، آنالیز به آپارتمان وس برود. او می زند ، هیچ کس جواب نمی دهد. او یادداشتی را به زیر در می کشد ، و سایه بدن را می بیند. سرانجام او به خودش اجازه می دهد وارد شود. وقتی او به سمت در اتاق خواب او می رود ، حوا تماس می گیرد. او به آنالیز گفت که وس با او آنجا است و او نام او را در اسناد مهاجرتی مادرش پیدا کرد و می خواهد بداند چه خبر است. با شماره 911 تماس بگیرید. شخصی در آپارتمان وس وجود دارد !!! Annalize فریاد می زند به حوا. فیلیپ از سایه بیرون می آید و با آنالیز مقابله می کند. قسمت به پایان می رسد. اوه من خداوند. پنجشنبه هفته بعد به طور ناگهانی احساس مضحک بودن دور بودن می کند.

مقالات جالب