اصلی فیلم ها چگونه ‘Ford v Ferrari’ واقعی ترین مسابقات اتومبیلرانی را که تاکنون دیده اید ایجاد کرد

چگونه ‘Ford v Ferrari’ واقعی ترین مسابقات اتومبیلرانی را که تاکنون دیده اید ایجاد کرد

کریستین بیل در چرخ فورد v فراری .روباه قرن بیستم



آخرین افت جدی گیشه

فورد v فراری ، که این جمعه افتتاح می شود ، شامل واقعی ترین سکانس های مسابقه اتومبیلرانی است که تاکنون در فیلم پخش شده است. داستان واقعی شرح تلاشهای نابغه اتومبیل کارول شلبی (مت دیمون) و برنده انگلیسی مسابقه اتومبیلرانی کن مایلز (کریستین بیل) برای پیروزی در 24 ساعت لمانز در سال 1966 است ، علی رغم احتمال ظاهراً غیرقابل عبور از شانس و دخالت شرکت های فورد موتور . به منظور دستیابی به حقیقت مسابقه ای ، جیمز منگولد از خدمات راننده بدلکاری رابرت ناگل استفاده کرد ، که همچنین توالی ماشین را برای عزیزم راننده و سرنوشت خشمگین ، در میان فیلم های دیگر. ما با ناگل در مورد بازآفرینی روزهای شکوه مسابقه و همچنین در مورد بیسکویت جونیور ، سکوی انقلابی که وی برای اولین بار برای شبیه سازی مسابقات اسب در آن ایجاد کرد ، صحبت کردیم. Seabiscuit .

* هشدار: این داستان شامل اسپویلرهای جزئی برای طرح فورد v فراری. *

ناظر: چه تفاوتی بین آنچه که اتومبیل های مدرن به آن نیاز دارند ، از نظر رانندگی و آنچه که خودرو در آن نیاز دارد ، است فورد v فراری ؟
رابرت ناگل: بزرگترین تفاوت در ویژگی های ایمنی الکترونیکی است. ماشین های داخل فورد v فراری خالص هستند هیچ دستگاه الکترونیکی در تلاش برای نجات خود نیست. در وسایل نقلیه مدرن ، تولیدکنندگان میلیون ها دلار برای طراحی ویژگی های ایمنی هزینه کرده اند که ما همه تلاش خود را برای شکست آنها انجام می دهیم تا بتوانیم اتومبیل ها را به آنچه می خواهیم برسانند.

و این در مورد اتومبیل های این فیلم صدق نمی کرد؟
اصلا. کاملاً توسط راننده کنترل می شود. هیچ کمکی در زمینه ایمنی الکترونیکی وجود ندارد ، چه رسد به فرمان برقی یا ترمزهای برقی. مت دیمون و کریستین بیل.روباه قرن بیستم



وسایل نقلیه موجود در فیلم چقدر به اتومبیل های واقعی نزدیک بودند؟
ما مشتی اتومبیل از شرکتی به نام Superformance داشتیم که در واقع مجوز ساخت GT40 های ادامه دار را دارد و تقریباً کاملاً مشابه GT40 های ساخته شده در آن دوران هستند. تنها تفاوت این است که بعضی از آنها تهویه مطبوع دارند.

اتومبیل های مسابقه ای دیگری نیز وجود داشتند ، آیا همه این نسخه های مدرن اصلی هستند؟ آیا مقداری از موزه اتومبیل بیرون آورده اید؟ چگونه کار کرد؟
با اولین مسابقه ای که می بینیم ، در Willow Springs ، تنها کپی واقعی Cobras از Superformance بود. اما Corvettes یک Corvettes واقعی بود. ما پورشه هایی داشتیم که فقط از نظر ظاهری شبیه سپیدرسترها تغییر شکل داده اند. اما همین که بعداً به Ferraris و GT40s و حتی بعضی از پورشه ها بعد در Daytona و LeMans بروید ، قیمت این وسایل نقلیه واقعی بیش از بودجه فیلم بود. بنابراین بدیهی است که اینها کپی بودند ، بسیاری از آنها با پیشرانه مدرن بودند.

چگونه مسابقات را در Daytona و LeMans به صحنه بردید؟ بدیهی است که شما قرار نیست 24 ساعت فیلمبرداری کنید ، اما در واقع چقدر رانندگی وجود دارد. آیا این فقط در یک وقفه دو دقیقه ای بود؟
ما رانندگی و فیلمبرداری زیادی انجام دادیم. اما لزوماً به ترتیب زمانی شلیک نمی کنیم ، بنابراین من برای هر سه نژاد اصلی داستانی نوشتم. این تنها راه حفظ تداوم بود. همه اینها از دیدگاه کن مایلز بود. این به ما اجازه می داد ، در هر زمان مسابقه ، بدانیم در اطراف ما چه می گذرد و در کن. و این حتی مسئله بزرگتری در مورد لمانز بود زیرا نه تنها ترتیب زمانی نداشتیم ، بلکه در چهار یا پنج مکان مختلف بودیم. مت دیمون ، جیمز منگولد و کریستین بیل در صحنه فیلمبرداری فورد v فراری .روباه قرن بیستم

چگونه آن داستان ها را کنار هم قرار دادید؟
اگر به فیلم های مربوط به مسابقه 1966 نگاه کنید ، یک لاشه کوچک وجود دارد که در مقابل کن مایلز اتفاق می افتد. ما همین نوع تصادف را انجام دادیم و نوع قبل را بالا بردیم ، فقط مقداری ضرب وشتم را در ابتدای مسابقه اضافه کردیم. اما نکات کلیدی که ما به آن پایبند بودیم: هنگامی که فراری ها سقوط کردند ، هنگامی که فراری ها از مسابقه کنار کشیدند ، وقتی موتور دن گورنی منفجر شد. اینها همه قطعات تاریخی بود که می خواستیم بمانیم. وقتی داستان را نوشتم ، آن لحظات را در ذهن داشتم. ما برای تقویت مسابقات و جذابتر جلوه دادن برخی از قطعات اکشن اضافه کردیم ، اما باید با آنچه در جریان بود متناسب باشد.

آیا شما به سمت لمان شلیک کردید؟
نه ، ما چهار موقعیت در جورجیا داشتیم که به عنوان بخشهای مختلف پیست آنها را با هم ادغام کردیم. این مکانهای نمادین وجود داشت ، پل Dunlop ، پل مستقیم Mulsanne ، S می چرخد. ما مجبور شدیم آنها را تولید کنیم آنها نکات کلیدی در خط داستانی بودند. و سپس خطوط شروع و چاله ها را داشتیم ، که در یک فرودگاه خصوصی کوچک در اینجا در کالیفرنیا در Aquadolce ساخته ایم. سه چهار ماه آن را تعطیل کردیم. دیتونا ما در Speedway کالیفرنیا شلیک کردیم. ما به Willow Springs کاری زیادی نداشتیم ، زیرا آنها در آنجا مسابقه دادند. طراح صحنه آن را اصلاح کرد تا شبیه اوایل دهه 60 باشد.

وقتی مسیر را در جورجیا بازآفرینی کردید ، قطعات را به هم متصل کردید؟ یک دور هشت مایلی دور لمانز است. در واقع چقدر دوره داشتید؟
ما پل دانلوپ را در جاده آتلانتا شلیک کردیم. ما در واقع پل را در آنجا ساخته ایم. برای مسیر مستقیم ملسان ، ما پنج یا شش مایل از این جاده کشور داشتیم. و از آنجا به پیستی در ساوانا رفتیم به نام پیست Grand Prix America ، که بندرت استفاده نمی شود. ما توانستیم پیچ های S را در آنجا از نو بسازیم. و سپس ما فقط همه را با هم دوختیم. رابرت ناگلرابرت ناگل

تسلیت حق رد اول

شما کریستین بیل را برای رانندگی با ماشین ها آموزش دادید. چطور بود؟
عالی بود. به طور معمول من فقط با یک بازیگر یک به یک کار می کنم تا آنها را برای کارهایی که باید انجام دهند آموزش دهم. اما این کمی خاص تر بود. من واقعاً می خواستم کریستین را تا حدی فراتر از آنچه او باید برای دوربین انجام دهد ، آموزش دهم. اما من همچنین می خواستم او درک کند و بداند که یک راننده اتومبیلرانی چه چیزی را پشت سر می گذارد.

بنابراین من قرار دادم که به مرکز مسابقه باب بوندورانت در آریزونا برویم. من امیدوار بودم که او بتواند با باب بوندورانت ملاقات کند و چند ساعت را با او در مورد آن دوران صحبت کند. ما این کار را در اواخر ماه ژوئیه انجام دادیم ، بنابراین واضح است که آنجا گرم است. ما ساعت 7 صبح شروع کردیم و حدود ساعت 1 یا 2 بعدازظهر به پایان رسیدیم. پس از آن ما هر روز چهار تا پنج ساعت آینده را فقط می نشستیم و با بوندورانت صحبت می کردیم ، وی که از دوستان نزدیک شخصی با کن مایلز بود. او بینش زیادی داشت. و ما این کار را به مدت پنج روز مستقیم انجام دادیم.

تفاوت بدلکاری های دیوانه اتومبیل با رانندگی با اتومبیل های مسابقه ای چیست؟ هیچ کس در زندگی واقعی چیزهای دیوانه پارکینگ و گاراژ را مانند آنچه که در Baby Driver یا ماشین های جک دار از هواپیما یا از روی پل بیرون می کشید ، بیرون نمی کشد. آیا مهارت های مختلفی لازم است؟
این یک مجموعه مهارت متفاوت است ، زیرا یک راننده اتومبیلرانی می خواهد ماشین را در حد مجاز اجرا کند ، نه آن را تصادف کند. اما شما یک راننده بدلکاری را در ماشین قرار می دهید ، از او می خواهید که تصادف کند. او باید ماشین را کنترل کند در حالی که هنوز کنترل مکان مورد نظر را کنترل می کند.

رانندگی فورد و فراری باید در واقعیت زمین گیر شود ، حتی هواپیماهای نابود شده. من دو راننده داشتم که برای من کار می کردند که یک راننده بدل کار عالی هستند و آنها همه تصادفات را انجام دادند. من با محبت آنها را ساختگی های آزمایش تصادف خود می نامم. بیسکویت در محل کار پیاده روی ستاره ای .رابرت ناگل

چگونه از پلت فرم بیسکویت در فیلم استفاده کردید؟
این چیز برای قرار دادن وسیله نقلیه طراحی شده است. یک غلاف راننده وجود دارد که بدلکاری مانند من از آن رانندگی می کند و ما می توانیم آن را روی سکو حرکت دهیم. این به کارگردان اجازه می دهد تا اساساً دوربین را در هر مکانی قرار دهد. این کمک می کند تا مخاطب در داستان باقی بماند و شما را درگیر عمل کند. چون همه فیزیک ها واقعی هستند. این دکل پیشتر از بیشتر اتومبیل های دارای اتومبیل بالای آن پیشی خواهد گرفت.

این پلت فرم از نوع خودران است و از یک LS با قدرت 640 اسب بخار بهره می برد و حداکثر سرعت آن 150 مایل در ساعت است. این گوشه ها و همچنین هر وسیله نقلیه دیگری پیچیده است. بنابراین وقتی این چیز را دور می زنید ، می تواند تقریباً همه چیزهایی را که می بینید ، از روی شیرین کاری ، در شات وسیع ماشین واقعی که بدلکاری هایش را می کند تقلید کند. وقتی دوباره به داخل اتومبیل برمی شوید و می بینید بازیگران به اطراف پرتاب می شوند ، من آن را می کشم و می چرخانم. آنها همان چیزی را تجربه می کنند که شما می توانید در انجام وسیله نقلیه ببینید. کریستین بیل در پوسته یک GT40 قرار دارد که به آن متصل است و در حال دویدن در اطراف پیست اتومبیلرانی است. اما او در واقع رانندگی آن را ندارد. با بازگشت به آموزشی که به او دادیم ، او دقیقاً می داند که باید در هر نقطه از مسیر پیاده روی کند. بنابراین هر کاری که می کند درست است. این واقعا به فروش اکشن کمک می کند.

مقالات جالب