اصلی سرگرمی خلاصه خلاصه فصل ‘Halt and Catch Fire’: آینده

خلاصه خلاصه فصل ‘Halt and Catch Fire’: آینده

لی پیس در نقش جو مک میلان.مایکل موریاتیس / AMC



کامرون هو-رندون می گوید ، من از شنیدن آینده بسیار مریض هستم. چی است این؟ آینده فقط یک نسخه پنهان دیگر از حال است. بعضی ها ... برخی از رشوه ها به شما پیشنهاد می دهند تا به جای آنچه می خواهید ، آنچه را که می خواهند انجام دهند.

این آینده می تواند متفاوت باشد ، جو مک میلان.

برای متوقف کردن و گرفتن آتش ، آینده اکنون است. پرش به جلو به دهه ‘90 برای دو قسمت آخر فصل سوم استادانه خود ، NIM و NeXT ، متوقف کردن جهش زمان را از مجموعه ابزارهای Prestige-TV بیرون کشید و از آن و همچنین هر نمایش دیگری از آن استفاده کرد Battlestar Galactica و کم شده ، دو سری پیشگام تمرین ، و مردان دیوانه ، پیش تولید مستقیم آن و نمایشی که بیش از این مقایسه مستقیم در این فصل داشته است. مردان دیوانه پرشهای زمانی را مستقیماً در معماری خود گنجانده است ، و چارچوب زمانی هر فصل جدید و تغییر وضعیت موجود که بین هر فینال و نخست برگزار می شود یکی از اصلی ترین جذابیت ها و نگرانی های رانندگی آن است. متوقف کردن تاکتی متفاوت و غیرقابل پیش بینی تری را در پیش گرفت: این برنامه به سرعت به شبکه جهانی وب در میان پر سر و صداترین ، جذاب ترین و همه گیرترین اپیزودهای عالی تا به امروز منتقل شد. این حرکت برای درگیری مخاطبان منطقی است ، مطمئناً: www ، http و html اصطلاحات فنی قابل تشخیص بیشتری نسبت به هر چیزی هستند که نمایش تاکنون روی آنها متمرکز شده است. اما می توانست به راحتی از هر طریق قابل تصور دیگری نتیجه عکس بدهد - قطع تنش در حال افزایش بین شخصیت ها در زانوها ، آنها را راحت کند و ما را مجبور کند دوباره آنها را در لحظه ای پیدا کنیم که هرگز کاملاً فردی نبوده اند ، بنابراین واقعی . که پرش زمان نه تنها کارساز بود ، بلکه م workedثر بود دیدنی ، گواهی است برای آنچه کریس کانتول و کریس راجرز و بازیگران و اعضای گروهشان در این فصل با هم به نتیجه رسیده اند. ممکن است ما به یک دهه جدید ، عصر جدید ، دوره جدیدی از زندگی قهرمانانمان ، تراز جدیدی از روابط بین آنها برویم. اما آنها همچنان افرادی هستند که ما با آنها آشنا شده ایم و داستان آنها همچنان همان داستانی است که ما هر هفته مشتاقانه پیش بینی می کردیم و یکی از بهترین مواردی است که امروز در تلویزیون گفته می شود.

بنابراین ، یک رسیدگی کوتاه شورش مرده است. ازدواج گوردون و دونا (خواهر امرسون) کلارک نیز همینگونه است. گوردون به راحتی مشغول چوپانی پروژه NSFnet است که از مرحوم ریان ری و دوست دلشکسته اش جو به ارث برده است و نه چندان راحت دختر نوجوان خود و وضعیت مغزش را که به طور فزاینده ای ناتوان کننده است ، مدیریت می کند. دونا یک شریک کامل در شرکت سرمایه گذاری خطرناک دوست و پشتیبانش دایان گولد است. جو از زمان سقوط و سوختن شرکتش و برنامه هایش برای آینده ، از کانون توجهات دور مانده و به عنوان مشاور در یک آپارتمان بسیار کمتر از المپیکی که قبلا اشغال کرده بود ، کار می کند. کامرون با پروژه اشتیاق خود ، یک بازی ویدیویی اکتشافی که ریشه در امیدها ، رویاها و ترس های خودش دارد ، تمیز و بزرگ شده و به یک ستاره در دنیای بازی تبدیل شده است. او چهار سال را در ژاپن با شوهرش تام و از ارتباط با باند قدیمی گذراند. پدر سابق او ، جان بوسورث ، زندگی ریلی را در کنار دایان سپری می کند و قایقرانی می کند و ظاهراً به راحتی مانند همیشه در پوست خود احساس راحتی می کند.

از برخی جهات ، تقریباً برای همه می توان گفت. اپیزود اول در فینال دوتایی ، به کارگردانی خود کانتول ، خالق مشترک ، زندگی پس از Mutiny ، ازدواج و MacMillan Utility را واقعاً قایقرانی نسبتاً روان به نظر می رسد. گوردون و دونا در هنگام آشنایی مشترک خود که از تاریخ خود مطلع نیستند ، در یک بار با هم ملاقات می کنند. آنها چنان خودنمایی (و با چهره) شروع به معاشقه می کنند که پسر خرد شود و منشعب شود. به نظر می رسد طلاق آنها دوستانه است ، زخمهایی که بیشتر باعث بهبود آن شده اند. گوردون با جوانی ، یک دردسر ساز پیش گرانج که به وضعیت جدید زندگی او و تلاش پدرش برای ادامه زندگی اش دست و پنجه نرم می کند ، دست و پنجه نرم می کند ، اما به نظر می رسد بعد از زندگی آمیخته با کامرون و دونا ، او استقلال و تمایل به تعریف خود را درک کرده و به آن احترام می گذارد. ؛ از طرف خود ، به نظر می رسد جوانی واقعاً بهتر از نظر عاشقانه و سلامت جسمی برای پدرش است.

در همین حال ، کار کامرون در محل کار با آتاری سرانجام مکانی کاملاً چشمگیر از دیدگاه سرگرم کننده خود پیدا کرده است ، دیدگاهی که با استقبال بی نظیری از طرف هواداران روبرو می شود که در کنفرانس محاسبات بزرگی که گروه برای بازگشت به فصل اول برای بازیابی انتخاب کرده اند ، خودنویس خود را ارائه می دهند. غول کاردیف ظاهر او نرم تر ، خنک تر ، کم خراش تر شده است ، دقیقاً به همان روشی که جو از یک شارژر سخت زاویه ای به یک استاد زن و شوهر و ژاکت تغییر شکل داده است. و جو سقوط خود را از بالا به گونه ای پیش گرفته است که هرگز قبل از ضربه به خودکشی رایان امکان پذیر نبوده است. هنگامی که دونا - یکی از اعضای گروه که به نظر می رسد واقعاً گرسنه است که پس از فروپاشی آنها چیزی را که از دست داده بود دوباره بدست آورد ، ناامید از جبران خسارت و آمرزش از کامرون ، دوستی که به او خیانت کرده و نبوغی که لج کرده است - سعی می کند جو را درگیر او کند قصد دارد دوربین را به چیز بزرگ بعدی ، به اصطلاح شبکه جهانی وب متصل کند ، جو انتقال خود را هنگام غسل دادن در یک نور نرم از لامپ در دفتر خانه خود دریافت می کند. او هنگامی که سرانجام در کنوانسیون به کامرون نزدیک شد آنقدر نرم گفت که جای تعجب است که او حتی او را می شناسد. اما او درخواست دونا را نادیده می گیرد و به سادگی تصمیم می گیرد تا دوست قدیمی و معشوق خود را بشناسد. رقص سرخوشی آنها در Pixies ’Velouria در مهمانی آتاری در آن شب احساس می کند که نتیجه آن سه فصل کامل تنش ، شور و تلخی است.

سپس دونا خودش را نشان می دهد و همه چیز به سمت جنوب شروع می شود. کم به جای اینکه یک ثانیه بیشتر با زنی که شرکت او را دزدیده است ، با جو فرار کند. آنها رابطه جنسی را در یک صحنه بخاطر گرم و شدید احساسی بین تجمع پیش بینی شده و خود عمل متوقف می کنند. صبح روز بعد ، کامرون هنوز بسیار متاهل در حالی که جو هنوز در خواب است ترک می کند ، اما او مستقیماً به اتاق دونا می رود تا کلبه را دفن کند و از پروژه بزرگ با خبر شود. او با اتصال بالقوه نامحدودی که این روش جدید شبکه سازی رایانه ارائه می دهد ، آنقدر به فکر فرو رفته است که برای کمک به تحقق این امر ، شبکه بین فردی قدیمی خود را مجدداً راه اندازی می کند. بنابراین ما تقریباً نزدیک به جایی که شروع کردیم می پیچیم: کامرون ، دونا ، گوردون ، جو و تام چرخ پنجم (احساس اینکه مشکلی وجود دارد حتی اگر نتواند چیزی را بیان کند) در یک اتاق در فضای اداری قدیمی Mutiny ، بحث در مورد شکل از چیزهای آینده

ویژگی های این بحث غیرمهم است ، اگرچه این به اعتبار نمایش است که آنها دقیقه به دقیقه اصطلاحات نامناسب را صرف می کنند و به توانایی مخاطب نه تنها در پیگیری بلکه ارتباط فن آوری با احساسات افرادی که از آن استفاده می کنند اعتماد می کنند. نکته این است که وب است مورد مهم بعدی - بزرگتر از Giant ، بزرگتر از Mutiny ، بزرگتر از SwapMeet ، بزرگتر از MacMillan Utility - زیرا به طور موثر شامل و متصل است همه این چیزها استعاره روشن است: این می تواند شامل همه این افراد نیز باشد. برای همه آنها به اندازه کافی بزرگ است.

متأسفانه ، آنها نیستند. بحث های داغ تام و جو درباره امکان اجرای پروژه ، که مسلماً سالها با چارچوب قانونی ، مالی و جسمی ای که برای تحقق آن لازم است فاصله دارد ، درگیر یک درگیری فیزیکی می شود که باعث می شود MacMillan از میان تخته های کف پوسیده دفتر Mutiny سقوط کند. با وجود یک شام گرم و جذاب با هم ، پس از آن ، روابط حرفه ای دوباره گوردون و دونا نتوانست دوباره جرقه عاشقانه خود را ایجاد کند ، و این باعث دلسردی سرکوب شده اما بدیهی دونا شد. (گوردون می پرسد اشکالی ندارد که او را با دوستش تنظیم کنی ، به جای خودش ، شاید غم انگیزترین لحظه این اپیزود باشد ؛ هرچه داشتند ، واقعاً تمام شد.) تحمل تام در پروژه ای که کم اینقدر سرسخت است ، کنار گذاشته می شود به هر حال فعلاً ، بیشتر اوقات از طریق معذرت خواهی به خاطر بی اعتمادی به او و پذیرفتن این عذرخواهی ، کاملاً می دانست که حق با او است. (سایه هایی از فریب های متقابل و عذرخواهی های ناشایست که آغاز پایان Clarks را در پایان فصل دو رقم زد.) جو با ایده ای انقلابی ، با اجازه دادن به برخی از جناح پیامبر دیوانه آلفا-مرد قدیمی خود ، و چه کسی می داند که این بار مهار آن چه خواهد شد.

از همه مهمتر ، کامرون می فهمد که برای اینکه به خودش صادق باشد ، باید یک بار و برای همیشه از شر دونا خلاص شود. بعد از دو اپیزود که به جمع آوری لنون و مک کارتنی نمایش اختصاص داده شد ، کم دوباره دیدار را لغو می کند: دونا ، من نمی توانم با شما کار کنم. پیشنهاد شریک قدیمی او به جتیسون جو در صورتی که باعث می شود کم آمدن هواپیما کم شود نتیجه عکس داده بود ، می بینید ؛ کامرون می گوید این یک بار دیگر به او نشان داد که وقتی احساس می کنی سر راهت قرار دارد چگونه به راحتی مردم را کنار می گذاری. دونا به حق اعتراض می کند که او فقط در تلاش بود تا کمک کند ، قبل از اینکه اضافه کند - با حقیقت کمتری ، خواه او این را می داند یا نه - همه من همیشه تلاش برای کمک به شما بود!

اما کامرون از این درب جدید به آینده دور نمی شود - او Donna را از آن خارج می کند. خوب ، مسئله این است ، دونا ، من این پروژه را دوست دارم. و من می خواهم روی آن کار کنم. دستکش پرتاب شده ، دونا آن را می پذیرد. نگاهی بیندازید ، او از بین دندان های فشرده تف می کند. بگیر دونا با خروج از طرحی که خودش راه اندازی کرد ، با لرزیدن و هق هق گریه to اما فقط برای چند ثانیه به طرف اتومبیل خود در پارکینگ عقب نشینی می کند. سرعتی که او ناامیدی خود را خاموش کرده و آن را به رقابت سرسام آور تبدیل می کند ، دفتر خود را برای رزرو پرواز به آزمایشگاه سوئیس که در آن ماما می شود ، صدا می کند ، نشانه ترسناکی برای آینده است.

این آینده چه خواهد بود؟ در حال حاضر ، این شباهت زیادی به گذشته دارد: چهره های جو ، گوردون و کامرون ، تنها اعضای باقی مانده تیم ، که در همان جهت نگاه می کنند ، در مورد آنچه در مرحله بعدی است فکر می کنند ، درست مثل آنچه که در پایان خلبان نمایش نشان داد قسمت. اما برای متوقف کردن آینده ، و برای بینندگان مشتاق آن (واقعاً هیچ نوع دیگری وجود ندارد) آینده درخشان است: این نمایش برای فصل چهارم و آخرین فصل خود را تجدید کرده است ، که روز قبل از پخش این فینال اعلام شد ، به وضوح قصد دارد به عنوان یک در صورت لزوم قسمت آخر برای کل شبانگ. ما می خواهیم ببینیم که این شخصیت های بسیار جذاب از اینجا به کجا می روند. این آینده ای است که ارزش تجلیل از آن را دارد.



مقالات جالب