اصلی سیاست پرچم دروغین تروریسم: افسانه و واقعیت

پرچم دروغین تروریسم: افسانه و واقعیت

مردم پس از شنیدن آتش اسلحه در 1 اکتبر 2017 در لاس وگاس ، نوادا ، از جشنواره موسیقی کشور Country Route 91 شرکت می کنند.دیوید بکر / گتی ایماژ



وحشیانه وحشتناک یکشنبه شب در لاس وگاس ، جایی که یک فرد مسلح مسلح تنها در هتل ماندالای خلیج ، بیش از 500 نفر را به ضرب گلوله کشته و 59 نفر از آنها را در حال حاضر کشته است ، موج ها و شبکه های اجتماعی را تسخیر کرده است. درست است ، زیرا این مرگبارترین تیراندازی دسته جمعی در تاریخ مدرن آمریکا است.

س regardingالات در مورد استفن پدوک ، تیرانداز ، که مرده است (گفته می شود توسط دست خود او) زیاد است و بنابراین برای توضیح آنچه انگیزه او برای ارتکاب چنین جنایتی وحشتناک است ، در دسترس نیست. این یک اتفاق نادر برای یک پیرمرد سفیدپوست مرفه است - او 64 ساله بود و در زمان بازنشستگی از حسابداری به قمار علاقه داشت - بدون سابقه کیفری برای جمع آوری یک زرادخانه بزرگ و آزاد کردن آن برای صدها نفر که هرگز ملاقات نکرده بود.

ممکن است مدتی طول بکشد تا انگیزه ای در این پرونده عجیب و شوم کشف شود. ادعای دولت اسلامی مبنی بر اینکه پادوک سرباز آنها بوده است ، توسط گروه جاسوسی تروریستی که مشتاق پول گرفتن از وحشت در لاس وگاس است ، توسط اطلاعات ایالات متحده به عنوان یک خیال ناامیدکننده رد شد. ممکن است ما هرگز دقیقاً ندانیم که چه چیزی Paddock را به این اقدام هولناک سوق داده است.

در غیاب اطلاعات موثق ، شارلاتان های معمولی با ارائه گمانه زنی های بدون واقعیت ، وارد معرکه شدند. طبق عرف معمولی ، این باند غریب توسط الکس جونز ، هدایت می شود InfoWars Doyen ، که به توضیح معمول خود در مورد جرم علاقه مند است: False Flag!

به عبارت دیگر ، هیچ چیز در لاس وگاس آنطور که به نظر می رسد نیست. جونز ارایه شده قصه ای که حتی برای او پیچیده بود: پدوک صرفاً جبهه ای برای دولت عمیق در واشنگتن ، دولت اسلامی و نوه های واقعی افرادی بود که انقلاب بلشویکی را از نیویورک و لندن تأمین مالی کردند (ترجمه: یهودیان).

این شتک اوست. جونز دوباره روی False Flags می افتد تا تقریباً همه چیز را توضیح دهد. او پس از وحشت در مدرسه 2012 در سندی هوک ، کانکتیکات ، که باعث کشته شدن 20 کودک کوچک شد ، به خاطر به کارگیری آن مشهور شد. هواداران بی روح جونز که از اصرار وی مبنی بر کلاهبرداری کل حادثه ابراز شده اند ، ابراز عقیده کردند والدین داغدار شکنجه شده برای سالها.

این نمایش ناپسند ایده پرچم دروغین را از حد کمرنگ خارج کرده است ، که جای تأسف دارد زیرا آنها واقعاً در میان جاسوسان و تروریست ها وجود دارند. استخدام عوامل و انجام عملیات جاسوسی در حالی که وانمود می کنید فرد دیگری هستید هر روز در دنیای واقعی اتفاق می افتد. تروریست ها نیز شناخته شده اند که می کشند در حالی که به عنوان یک حزب دیگر برای جلوه های سیاسی مطرح می شوند.

البته افراد مودب دوست ندارند در این مورد صحبت کنند و ادب آنها گفتمان ما را در مورد چنین موارد مهمی آلوده کرده است - به ضرر آن. اکنون ، به لطف الکس جونز ، ذکر False Flags به هر روشی این است که خود را به عنوان یک دیوانه معرفی کنید.

برای رسیدگی به پرونده اخیر ، چند ماه قبل سباستین گورکا ، مشاور مشهور (و از زمان دفاع) کاخ سفید ، فرض شده ممکن است حمله بمبی به مسجدی در مینه سوتا جعلی باشد ، یک پرچم دروغین توسط مردم چپ برای لک زدن به سمت راست ، که گورکا به آن تعلق دارد. این ادعایی بدون واقعیت بود که به درستی رد شد.

با این حال ، سپاه منتقدان گورکا راضی به توقف در اینجا نبود. برخی اصرار داشتند که کل مفهوم را بی اعتبار کنند. در توییتر ، نادا باکوس ، تحلیلگر سابق CIA ، حمله کرد گورکا مستقیماً: بنابراین ما باید صحبت کنیم ، کارشناسان ضد تروریسم از 'پرچم دروغین' به عنوان یک اصطلاح استفاده نمی کنند. باکوس در مورد دنیایی که از آن آمده صحیح است: در میان تحلیلگران CIA ، که معمولاً عقاید اصلی را دنبال می کنند ، صحبت در مورد False Flags شما را به یک میز کمتر شیک در سفره خانه لانگلی تبعید می کند.

با این حال ، وقتی یک متخصص تروریسم می گوید پرچم های دروغین وجود ندارند ، بسیار مهم است ، زیرا آنها به وضوح وجود دارند. در سال های اخیر ، موارد مختلفی از جمله چگونگی را فاش کرده ام اطلاعات آلمان شرقی در پشت یک ترور معروف جناح راست در جنگ سرد برلین ، چگونه اطلاعات یوگسلاوی بود متفکر یک بمب گذاری پرچم دروغین در نیویورک در سال 1975 ، چطور شخص ثالث هنوز ناشناس واقعاً در پشت نابودی هواپیمای مسافربری سوئیس در سال 1970 قرار داشت ، و مشهورترین نکته ، این که چگونه رژیم نظامی الجزایر در دهه 1990 با یک عملیات فریب گسترده با استفاده از پرچم های دروغین متعدد.

بنابراین ، آنها وجود دارند. علاوه بر این ، آنها در زمان های ناخوشایند ظاهر می شوند ، روایت ها را پیچیده می کنند - به حدی که اکثر روزنامه نگاران و کارشناسان ترجیح می دهند چشم ها را دور کنند. بیایید یک مورد کلاسیک را بیابیم که بی لیاقت فراموش شده است. فیلم جدید تام کروز آمریکایی ساخته شده ، که بر اساس خلبان تبدیل شده به دارو ، باری سیل ، ساخته شده است ، ممکن است علاقه به این داستان مبهم را دوباره جوان کند. پس از اینکه توسط Feds مورد ضرب و شتم قرار گرفت ، Seal مخبر اداره مبارزه با مواد مخدر شد. با این حال ، وی پس از امتناع از ورود به برنامه حمایت از شاهد ، در سال 1986 توسط کارتل مدلین کلمبیا قبل از اینکه بتواند در دادگاه علیه آنها شهادت دهد ، قتل شد.

با ایمنی سالم مردن ، وی در تئوری توطئه چپ گرایان مبنی بر اینکه CIA در پوشش مبارزه با کمونیسم مواد مخدر را به ایالات متحده قاچاق می کند ، مهم شد. این افسانه - که با اطلاعات غلط تقویت شده بود - هرچند که خراب شده است ، هرگز مرده است توسط روزنامه نگاران جریان اصلی و همچنین توسط چندین آژانس واشنگتن ، سیا شامل .

محور اصلی این افسانه جنایتی وحشتناک بود که در تاریخ 30 مه 1984 در یک پاسگاه چریکی نیکاراگوئه به نام لاپنکا ، در مرز با کاستاریکا رخ داد. در آن زمان ، این منطقه در مبارزات بین دیکتاتوری ساندنیستای نیکاراگوئه ، که با کوبا و شوروی متحد بود ، و کنترا ، یک جنبش مقاومت که مخفیانه توسط سیا و پنتاگون پشتیبانی می شد ، کانون فعالیت بود. این یک میدان جنگ جنگ سرد در جنگل های آمریکای مرکزی بود.

آن روز قرار بود رهبر شورشیان کاریزماتیک ، ادن پاستورا ، یک جلس مطبوعاتی را در لاپونکا برگزار کند و جوخه ای از روزنامه نگاران را به خود جلب کند. پاستورا ، ساندیستینای سابق ، صیقلی ترین کنترا ها و همچنین از نظر سیاسی جالب ترین ها بود. با این حال ، رویداد رسانه ای وی توسط بمبی که 22 کشته برجا گذاشت ، از جمله پاستورا ، که زخم های شدیدی دید ، از بین رفت. قربانیان ، بیشتر روزنامه نگاران ، از هفت کشور آمده اند.

هفت نفر جان خود را از دست دادند ، از جمله لیندا فرازیر ، روزنامه نگار آمریکایی که در اثر بمب پاهای او منفجر شد و این در یک دوربین مخفی بود. بمب گذاری در لاپنکا فوری شد علت محبوب برای بسیاری از چپ ها ، که تصور می کردند این قساوت از کارهای CIA است. تحقیقات توسط یک شاهد جنایت ، تونی آویرگان ، روزنامه نگار آمریکایی که توسط بمب زخمی شد ، انجام شد. آویرگان با کمک همسرش ، مارتا هانی ، بعلاوه حمایت مالی از رسانه های جریان اصلی ، جنایت را بررسی کرد و کشف کرد که مقصر چه کسی است.

طولی نکشید که یک مظنون ، یک عکاس دانمارکی به نام Per Anker Hansen ، که روز بمب گذاری در La Penca بود ، با حسادت مراقب قاب دوربین خود بود - که حاوی بمب بود. هانسن درست قبل از منفجر شدن بمب از کلبه جنگل خارج شد و سپس ناپدید شد.

Avirgan و عسل ذکر شده در گزارش گسترده آنها وارد كردند كه هانسن به دانماركی خیلی خوب صحبت نمی كند و متوجه شدند كه گذرنامه او خالص شده است. آنها ادعا كردند كه هانسن در واقع یك لیبیایی راست گرا به نام آماك گالیل بود كه توسط شیطان پینوشه استخدام شد تا در CIA كار كند - و ادن پاستورا را بكشد. این طرح ترور پیچیده CIA ، با کمک سایر آژانس های ایالات متحده از جمله وزارت امور خارجه ، نیز یک پرچم دروغین بود: یک توطئه جناح راست که هدف آن مقصر دانستن Sandinistas بود.

آویرگان و هانی که به توقف در اینجا بسنده نکردند ، با موسسه کریستیک ، یک شرکت حقوقی چپ گرای واشنگتن متحد شدند. آنها با هم تیم محرمانه ای را که پشت بمب گذاری در لاپنکا و سایر فعالیتهای شرورانه سیا در آمریکای مرکزی ایستاده بود ، ماسک زدند. در سال 1986 ، م Instituteسسه کریستیک از طرف Avirgan و Honey علیه 30 بازیکن ادعایی در تیم مخفی ، ترکیبی از مقامات CIA و پنتاگون به علاوه برخی از کنترا ها و طرفداران آنها ، شکایت کرد. آنها خواستار خسارت 24 میلیون دلاری برای بمب گذاری شدند.

با این حال ، به سادگی هیچ مدرکی برای ادعای Avirgan و Honey وجود نداشت ، و این پرونده به طرز ننگینی بود پرتاب کردن دادگاه فدرال در سال 1988 با انستیتوی کریستیک دستور داد که بیش از 1 میلیون دلار هزینه وکالت و هزینه های دادگاه به متهمان پرداخت کند. این پرونده کاملاً غیرعادی تلقی شد و در اقدامی نادر ، سازمان امور مالیاتی وضعیت مالیات غیر انتفاعی موسسه کریستیک را سلب کرد. بلافاصله شرکت تا شد.

در آن زمان ، حقیقت بمب گذاری در لاپونکا در حال آشکار شدن بود. در سال 1993 ، هانسن بود شناخته شده است به عنوان یک تروریست چپ از آرژانتین به نام روبرتو ویدال گاگوئین که در دهه 1980 برای استخبارات Sandinista کار می کرد. او قبلاً درگذشته بود و در سال 1989 در کشور خود در حمله به پادگان ارتش کشته شد.

قطعات این پازل همچنان در جای خود قرار می گرفتند ، تا اینکه در سال 2009 پیتر توربیورنسون ، روزنامه نگار سوئدی که در لاپونکا بود و توسط بمب زخمی شد ، پذیرفته که او در تمام مدت می دانست که هانسن واقعاً چه کسی است. Torbiörnsson اصرار داشت او نمی دانست که او یک تروریست است ، اما او می دانست که گاگوین جاسوس ساندیست است. در واقع ، چپ سوئدی اعتراف كرد كه به درخواست یك مقام ارشد ساندیست ، به هانسن كمك كرده است تا به لاپونكا دسترسی پیدا كند.

Torbiörnsson توضیح داد ، این بمب گذاری دست سندیست های ارشد ، از جمله Tomás Borge و Lenín Cerna ، عالی ترین مقامات امنیتی رژیم بود ، بر اساس آنچه شخصاً شاهد آن بود. Torbiörnsson که به دلیل سکوت ربع قرن خود در مورد حقیقت جنایت ، دچار گناه شده بود مستند ساخت افشای واقعیت ناخوشایند آنچه در لاپنکا رخ داده است.

بنابراین ، این یک حمله تروریستی False Flag بود - در عین حال کاملا متضاد از آنچه فعالان چپ ادعا کردند. سی و سه سال پیش ، در لاپونکا ، ساندیست ها 22 نفر را منفجر کردند و هفت نفر را کشتند ، این امر را به گردن آمریکایی ها و سیا انداختند - نه برعکس. با توجه به اینکه اطلاعات Sandinista توسط KGB آموزش دیده است در تحریک و فریب ، این آغازگر را متعجب نمی کند.

جان شیندلر یک کارشناس امنیتی و تحلیلگر و افسر ضد اطلاعات سابق آژانس امنیت ملی است. وی که متخصص جاسوسی و تروریسم است ، همچنین افسر نیروی دریایی و استاد کالج جنگ بوده است. او چهار کتاب منتشر کرده است و در توییتر در @ 20committee است.

بیشتر توسط جان شیندلر:

مردگان با کثیفی در دهان خود آواز می خوانند

AfD انتخابات آلمان را متزلزل می کند - اما از گذشته جاسوسی برخوردار است

دو دهه بعد ، الجزایر از رمز و راز قتل عام بنتالا محافظت می کند



مقالات جالب